۱۳ شهریور ۱۳۸۵
غلامرضا کاشى، محمد جواد. ۱۳۸۳. نظم و روند تحول و گفتار دموکراسى در ايران. تهران: معاونت پژوهشى و آموزشى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامىو دبيرخانه شوراى فرهنگ عمومى.
چکيده: داورى در باب سرانجام آنچه با دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و همزمان با هفتمين انتخابات رياست جمهورى در ايران رخ نشان داد، بسيار زود است، بااينهمه، شتاب رخدادها طى سالهاى گذشته و فراز و نشيبهاى گوناگون بر اجماع عمومىنسبت به روند حوادث خلل افکنده است و بيش از هر چيز پرسش از اينکه به کدام سو مىرويم و جامعه ايرانى دستخوش چه تحولاتى است، شنيده مىشود. تراکم پرسشها حول نظم دمکراتيک در ايران نشانگر آن است که وجه غير قابل انکار تحولات ايران از دوم خرداد به اين سو، ظهور و استيلاى گفتارى است که خواهان نظم دمکراتيک و تقويت جامعه مدنى در مقابل اقتدار متمرکز دولتى است.ملاحظه يافتههاى اين پژوهش نشانگر آن است که در تاريخ يکصد سال گذشته دو تحول همزمان در تاريخ تحولات فرهنگى و ادراکى ايرانيان ايفاى نقش کردهاند:
۱ـ سير تحول از تمناى ديگر برتر به سوى باز جويى هويت خويش که از اواخر دهه چهل به اوج بلوغ خود واصل شد و مجدداً در واکنش به الگوى هژمونيک شده ناشى از انقلاب به جريان ديگر برتر خواهى البته با شدتى کمتر و روايتى کمتر اسطورهاى از ديگرى باز گشته است. ۲ـ الگوى سخن دمکراتيک از روايتى اسطورهاى از مردم به کرات به الگوى حماسه و امام تغيير جنسيت داد و در سير تحول خود مسيرى از عرفى شدن و اسطورهزدايى از سرشت کلامىخود را پشت سرگذاشته است
| < قبلی | بعدی > |
|---|








