حجت الاسلام دکتر سیدمهدی خاموشی

چاپ


متن مصاحبه با حجت¬الاسلام والمسلمين سيد مهدي خاموشي، عضو شوراي فرهنگ عمومي به مناسبت روز فرهنگ عمومي

۱- اصلي ترين انگيزه و هدف تشكيل شوراي فرهنگ عمومي ذيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي چه بود؟

 هدايت و مديريت فرهنگي علاوه بر لزوم اتخاذ سياست‌هاي كلان فرهنگي به سياستگذاري در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي نيز نيازمند است. از جمله عرصه‌هاي خاص فرهنگي، عرصه آموزش و تحقيقات كشور است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي ايران به دليل اهميت و محوريتي كه دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور در اعتلا و ارتقاي دانش و پژوهش دركشور داشتند اولويت با انقلاب فرهنگي در حيطه دانشگاه‌ها و آموزش عالي بود.
به همين دليل ستاد انقلاب فرهنگي به دستور بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران رهبر فقيد جهان اسلام مسؤوليت يافت كه كار آموزش و تهذيب و پرورش را در دانشگاه‌ها و مدارس سامان دهد. اين ستاد كه پس از آن گسترش يافت و ساير ابعاد فرهنگ را تحت پوشش و حمايت و هدايت قرار داد، ابتدا در زمينه تربيت استاد و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاه‌ها و مسأله گزينش دانشجو و اسلامي كردن محيط دانشگاه و تغيير برنامه‌هاي آموزشي دانشگاه‌ها متمركز شد تا محصول فعاليت‌هاي دانشگاهي در خدمت اهداف مردمي قرار گيرد. لكن منصب مهندسي فرهنگي نظام با بصيرت تمام مي‌دانست كه رسيدگي به امور دانشگاه‌ها اعتلاي راه انقلاب فرهنگي است و انقلاب فرهنگي به معناي عميق و گسترده آن بايد در تمامي شئون و ابعاد جامعه صورت گيرد.
تحول دانشگاه‌ها به منظور تربيت متخصصان متعهد، تنها يكي از شئون انقلاب فرهنگي بود. هدف عميق و اعم از انقلاب فرهنگي، گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامي در تمامي شئون جامعه و اعتلاي فرهنگ عمومي بود. فرهنگ عمومي منعكس كننده گسترده‌ترين و فراگيرترين بينش¬ها، نگرش¬ها، ارزش¬ها، گرايش¬ها و روش‌هاي عملي و نظري در يك جامعه است به طوري كه آحاد مردم در زندگي فردي و جمعي خود مبتني بر همين انديشه‌ها و منطبق با همين ارزش¬ها و گرايش¬ها عمل مي‌كنند. كنش و واكنش عموم مردم تجلي خارجي همين بينش¬ها و ارزش¬ها است كه از آن بيشتر به اعتقادات و ملكات اخلاقي تعبير مي‌شود. از اين رو انقلاب متكامل فرهنگي كه همان اعتلاي مبنايي فرهنگ عمومي است عملاً وقتي تحقق مي‌يابد كه به بالاترين ضريب تعين خارجي خود مي‌رسد كه به حوزه فرهنگ عمومي راه يابد. به بيان ديگر، رسالت¬ها و اهداف انقلاب فرهنگي ايران كه ناظر به آرمان¬ها و آموزه‌هاي اسلامي است بدون تحقق خارجي در سطح فرهنگ عمومي به غايت قصواي خود نمي‌رسد. سياست‌هاي فرهنگي وبرنامه‌هايي كه منجر به تحقق و اجراي خارجي آن مي‌گردد تنها وقتي مؤثر و نافذند كه در مجراي فرهنگ عمومي جامعه جاري شوند. اعتلاي فرهنگ عمومي، ضامن و متضمن تحقق اهداف انقلاب فرهنگي است. دقيقاً بر همين اساس و با توجه به نقش بي‌بديلي كه تحول در عرصه عمومي در تحول در عرصه‌هاي ويژه و خاص دارد شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگ عمومي را تشكيل داده و فرهنگ عمومي را به عنوان مبنا و مبدأ و به طور مستقيم در حيطه سياست-گذاري و مهندسي فرهنگي خود جاي داده است.
اگرچه شوراي فرهنگ عمومي بر اساس مصوبه جلسه چهل و چهارم شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورخ چهاردهم آبان ماه سال ۱۳۶۴ شمسي تشكيل شد، لكن عمدتاً شوراي فرهنگ عمومي پس از بيانات مهم رهبر فرزانه جمهوري اسلامي ايران درباره ضرورت اهتمام به فرهنگ عمومي جايگاه حايز اهميت خود را بازشناخت. معظم له در تاريخ نوزدهم تيرماه سال ۱۳۷۴ در ديدار اعضاي شوراي فرهنگ عمومي استان¬ها خاطر نشان ساختند كه مسأله فرهنگ عمومي، مسأله جديدي است و شايد قبلاً اهل فكر و فرهنگ و صاحبنظران مسائل فرهنگي، به اين معنا كمتر انديشيده بودند وكمتر اعتقاد داشتند كه براي هدايت و اداره فرهنگ عمومي جامعه، يك كار ويژه لازم است. بعد از اين فرمايشات بود كه انديشيدن نسبت به اينكه كدام صدا قوي‌تر و كدام دست چيره¬تر و كدام مهارت و ذوق تواناتر در صحنه زندگي مردم حضور مي¬يابد و آنها را به سمت اين يا آن پديده فرهنگي
مي¬كشاند، محوريت و اهميت بيشتري يافت و اهتمام نسبت به ارتقاي فرهنگ عمومي و اهتمام نسبت به هدايت فرهنگ عمومي به سويي كه صلاح و سداد ملت را تأمين مي‌كند و عوامل ناخالص را از آن مي¬زدايد به طور جدي‌تر مطمح‌نظر اهل فرهنگ قرار گرفت.
اينكه شخصيت‌هاي متعهد فكري و فرهنگي ما، هم به بخش‌هاي بارز و ظاهر فرهنگ عمومي از قبيل سبك معماري و شكل لباس كه ريشه در شاكله فكري و فرهنگي يك كشور دارد بيانديشند و علاوه بر آن بخش نامحسوس و در عين حال عميق‌تر و عريق‌تر فرهنگ را كه با اخلاقيات فردي و اجتماعي مردم يك جامعه پيوند دقيقي دارد بلكه عين اخلاقيات فردي و اجتماعي است مورد توجه تام قرار دهند، از ذكاوت و تفطن تام معظم له ريشه و نشأت گرفت. ايشان خلقياتي چون وقت‌شناسي، وجدان كاري، خطرپذيري، صبر، احترام به بزرگان و بزرگترها، خونكردن به عافيت‌طلبي و تن‌آسايي را از مصاديق خلقيات مثبت اجتماعي شمردند و عامل مثبت در تغيير سرنوشت يك ملت به سوي تعالي و ترقي دانستند.

البته نبايد پنداشت كه ارتقاي فرهنگ عمومي بي ارتباط و يا كم ارتباط با اخلاق اصيل اسلامي است، زيرا عموم خلقيات مثبتي كه مي‌تواند يك ملت را از حضيض بيكارگي و فقر و ذلت و عقب ماندگي بيرون كشد و به اوج پيشرفت مادي برساند در اسلام مورد توجه و توصيه مؤكد قرار گرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي، مقاومت در جنگ تحميلي، ايستادگي در مقابل تهديد غرب و احساس عزت و استقلال در مقابل ابرقدرت‌هاي جهان، نعمت‌هاي ذي قيمت و ارزشمندي هستند كه آن را از فرهنگ اسلامي به ارث برده‌ايم و در كسب چنين نعمت¬ها و منزلت‌هايي مرهون تعاليم عاليه اسلامي هستيم، عدالت اجتماعي كه به تصريح مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در نظام اسلامي مبناي هرگونه تصميم‌گيري اعم از رده‌هاي سياست¬گذاري يا اجرايي يا قضايي است، جز با اصلاح فرهنگ و تصحيح بينش مردم، تحقق نايافتني است معظم له فرهنگ سازي و تثبيت فرهنگ عدالت‌جويي و عدالت‌گستري در ذهن و ضمير آحاد جامعه را از وظايف مسلم شوراي فرهنگ عمومي مي‌دانند.

اصلي‌ترين انگيزه و هدف شوراي¬ عالي انقلاب فرهنگي از تشكيل شوراي فرهنگ عمومي، سياست¬گذاري، هدايت و نظارت در حوزه فرهنگ عمومي است و در همين راستا وظايف ده گانه زير بر عهده شوراي فرهنگ عمومي قرار گرفته است:
۱ـ بررسي كارشناسي درباره تجزيه و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي جهان و تبيين تأثير كانون¬ها و ابزارهاي مهم در اين زمينه و اتخاذ تدابير مناسب و ارايه گزارش تحليلي جامعه به شوراي عالي.
۲ـ بررسي و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي كشور و سنجش نظام ارزشي جامعه به منظور تعيين نقاط قوت و ضعف فرهنگي و ارايه راه‌حل‌هاي مناسب.
۳ـ برنامه‌ريزي و هدايت فرهنگ عمومي به منظور تحقق اهداف و اجراي سياست‌هاي فرهنگي كشور مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
۴ـ تهيه و تدوين طرح‌هايي براي هماهنگ كردن كوشش‌هاي فرهنگي و هنري و تبليغي در سازمان¬ها ومراكز رسمي فرهنگي و هنري در جهت اعتلاي فرهنگ و هنر و بهبود كيفيت آنها و پيشنهاد طرح¬ها به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ونيز تهيه و پيشنهاد موضوعات و طرح‌هايي راجع به آن بخش از وظايف شوراي عالي كه به شوراي فرهنگ عمومي مربوط است.
۵ـ فراهم كردن زمينه كاري و هماهنگي دستگاه‌هاي دولتي در اجراي آن بخش از وظايف آنها كه راجع به گسترش، ارتقا و تعميق فرهنگ عمومي است.
۶ـ بررسي آثار فرهنگي مترتب بر سياست¬ها و اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي و اجتماعي به منظور اطمينان از همسويي و عدم مغايرت آنها با اصول سياست فرهنگي كشور و ابلاغ نتيجه به دستگاه‌هاي اجرايي و نيز ارايه راه‌حل¬هاي اصلاحي مورد نياز.
۷ـ تصويب روش‌هاي اجرايي تشويقي به منظور شكوفايي فرهنگ عمومي در ابعاد مختلف آن.
۸- اظهارنظر نسبت به موضوعات، طرح¬ها و گزارش¬هاي راجع به فرهنگ عمومي كشور كه از طرف مراجع ذي صلاحيت به شورا ارجاع مي‌شود.
۹- پيشنهاد تحقيق در مسائل مهم فرهنگي و همكاري با شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور براي ايجاد هماهنگي در برنامه‌هاي تحقيقاتي فرهنگي و هنري.
۱۰- تهيه و پيشنهاد طرح¬هاي گسترش و بهبود تبليغات ديني و عمران و احياي مساجد و مجامع مذهبي.


۲- سير حركت شوراي فرهنگ عمومي در بيست سال گذشته را چگونه ارزيابي مي¬كنيد؟
متأسفانه در برخي از گزارش‌هايي كه از سوي شوراي فرهنگ عمومي ارايه شده، فعاليت‌هاي شوراي فرهنگ عمومي را از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۸۲ محدود به تهيه سياست‌هاي نام¬گذاري خيابان‌ها و اماكن عمومي، نام-گذاري روزها و هفته‌هاي خاص، انتخاب خادمان نمونه فرهنگ عمومي و برخي از طرح¬هايي از اين دست معرفي كرده¬اند؛ در حالي كه تدوين و تنظيم مهمات و امهات مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي از قبيل اصول سياست فرهنگي كشور، سياست¬هاي مقابله با تهاجم فرهنگي، سياست¬‌هاي كلي فرهنگي برنامه سوم توسعه، اهداف و سياست¬ها و وظايف شوراي عالي جوانان، اساسنامه شوراي عالي جوانان، و برخي از طرح¬ها از قبيل طرح تقويت و گسترش آزادي¬هاي اجتماعي و فرهنگي، اهداف و سياست¬ها و ضوابط نشر كتاب، ضوابط نحوه مطالعه دايمي وضع فرهنگ عمومي كشور و طرح اجرايي آن، سياست¬هاي كشف و رشد استعدادها و خلاقيت¬ها و حمايت از محققان و هنرمندان، چگونگي اعتلاي وجدان كار و انضباط اجتماعي، طرح آسيب¬پذيري فرهنگي، محورهاي اساسي الگوي بررسي وضع فرهنگ عمومي و بيانيه¬هاي صادره در موضوع تحكيم وحدت ملي، ارتباطات، تعليم و تربيت، خانواده از جمله فعاليت¬هاي شوراي فرهنگ عمومي بوده كه به هيچ وجه نمي‌توان مطالعات، تحقيقات و تدوين و تنظيم سياست¬ها و طرح¬هايي را كه مبتني بر اين مطالعات و تحقيقات بوده است ناديده گرفت. به علاوه شوراي فرهنگ عمومي در مسير تحقق اشارات و ارشادات مقام معظم رهبري (مدظله¬العالي) در زمينه تشخيص ضرورت‌ها و اولويت¬ها تلاش نموده است.
مقام معظم رهبري (مدظله¬العالي) در تحقق اعتلاي فرهنگ عمومي و رشد و گسترش فرهنگ اسلامي خصوصاً از سه نهاد نام برده است: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان صدا و سيما و سازمان تبليغات اسلامي.
سازمان تبليغات اسلامي در زمينه عناوين، اهميت و اولويت ‌طرح‌‌هايي كه در دستور كار شوراي فرهنگ عمومي قرار دارد و تدوين آنها به تحقق مهندسي فرهنگي مدد مي‌رساند و ترسيم هرم منطقي طرح‌هايي كه تصويب و اجراي آنها موجبات رشد اخلاق اجتماعي و تقويت هنجارهاي اجتماعي را فراهم مي‌كند پيشنهادهاي زير را ارايه مي‌دهد:
۱- بي شك تعيين وظايف شوراي فرهنگ عمومي در قبال راهبردها و راهكارهاي تحقق وحدت ملي و همبستگي اسلامي كه سال ۸۶ نيز به ابتكار و بصيرت رهبر فرزانه جمهوري اسلامي ايران به همين عبارت نام-گذاري شده، در درجه اول اولويت قرار داشته و از اهم مهمات است. قانون اساسي جمهوري اسلامي در بسياري از اصول، شرط هر گونه اقدامي را عدم مغايرت آن با وحدت ملي بلكه به شرط تقويت وحدت و وفاق ملي معرفي نموده است از جمله اصل ششم قانون اساسي كه همبستگي ملي را همپايه و همسنگ عدالت و استقلال همه¬جانبه قرار داده و در بند پانزدهم و شانزدهم از اصل سوم و نيز اصل يكصد و پنجاه و دوم قانون اساسي ضرورت توسعه و تحكيم برادري اسلامي و تعاون عمومي و تنظيم سياست خارجي كشور بر اساس تعهد برادرانه نسبت به¬همه مسلمانان و دفاع ازحقوق آنان و گسترش روابط بين¬الملل با آنان مورد تاكيد قرارگرفته است. همين معنا درتمامي برنامه¬هاي توسعه خصوصاً اصول كلي فرهنگي برنامه سوم و چهارم توسعه به صراحت تمام بيان شده است.
۲- توفيق در ايجاد و تحقق همبستگي اسلامي كه ناظر به بعد فرا ملي وحدت اسلامي است متوقف بر ايجاد، تحكيم و استمرار وحدت ملي است. به منظور تحكيم وحدت ملي، بايد به مؤلفه‌هاي تقويت باورهاي ديني، تقويت هويت ملي، تقويت عزت ملي، اجراي سياست‌هاي وفاق اجتماعي، تقويت اعتماد اجتماعي، قانون‌گرايي و انضباط اجتماعي، قانون¬پذيري و تعامل اجتماعي اهتمام ويژه‌اي ورزيد.
۳- به همين ترتيب مؤلفه‌هاي باورهاي ديني و هويت ملي و تحولات مثبت و موثر اجتماعي (مذكور در بند دوم فوق الاشعار) به نوبه خود متفرع و يا در ارتباط تام با اصلاح و ساماندهي الگوسازي اجتماعي، تعيين سياست¬هاي فرهنگي اجتماعي رفع فساد و تبعيض، سياست¬هاي فرهنگي تقويت هنجار‌ها در جامعه، تعيين سياست‌هاي ترويج ساده¬زيستي در كشور به خصوص در جامعه مديران (طرح ساده زيستي نخبگان حاكميت در جمهوري اسلامي)، ارزيابي ابعاد و پيامدهاي فرهنگي اجراي برنامه‌هاي توسعه، تهيه اطلس فرهنگي كشور، برنامه¬ريزي راهبردي اوقات فراغت متناسب با سند چشم¬انداز كشور و تدوين سياست¬هاي بسط و گسترش روحيه نشاط و شادابي اجتماعي است.
۴- در اصلاح الگوسازي اجتماعي و تعميق باورهاي ديني، علاوه بر ساماندهي تبليغات شهري و ساماندهي مديريت مجتمع¬هاي فرهنگي كشور، سياست¬هاي كلي تبليغات بازرگاني و سياست¬هاي ساماندهي تبليغ ديني بايد مورد توجه خاص قرار گيرد.
۵- رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي هويت ملي جوامع بشري به ويژه مقابله با ايمان انسان¬هايي است كه مصمم¬اند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع كنند. در حقيقت ناتوي فرهنگي كه اول بار با تفطن تام مقام معظم رهبري (مدظله¬العالي) مطرح شد تاكيد ديگري بر ضرورت توجه مجدد به تهاجم فرهنگي بلكه شبيخون فرهنگي است. تدوين راهكارهاي اجرايي مصوبه «اصول سياست¬هاي مقابله با تهاجم فرهنگي» كه چند سال است راكد و متوقف مانده، بايد با جديت تمام پيگيري شود كما اينكه طرح بررسي تهديدها و آسيب‌هاي فرهنگي كه توسط كارشناسان محترم وزارت اطلاعات تدوين و تهيه گرديده، بايد به تصويب نهايي برسد.
۶- صيانت از خط و زبان فارسي و ترويج آن نيز قطعاً از راهكارهاي تقويت هويت ملي است كما اينكه تعيين اصول و راهكارهاي شناسايي، تكريم و معرفي مفاخر ديني، فرهنگي، ورزشي، هنري، ادبي و علمي كشور، همچنين نحوه نظارت بر نام¬گذاري اماكن، نام¬گذاري مراكز فرهنگي تمدني، ساماندهي معماري شهري بر مبناي فرهنگ اسلامي و ايراني، همه و همه به نوبه خود مي‌تواند به عنوان يكي از راهكارهاي اجرايي تقويت هويت ملي مورد توجه قرار گيرد.
۷- مديريت راهبردي مسائل فرهنگي در اينترنت، و توجه به تاثيرات فرهنگي اجتماعي فعاليت¬هاي نهادهاي بين¬المللي در ايران، بحث و بررسي درباره برنامه¬هاي صدا و سيما، مقابله باعرضه CD هاي غيرمجاز، هر يك به نوبه خود تحت پوشش طرح راهكارهاي اجرايي مصوبه سياست‌هاي مقابله با تهاجم فرهنگي قرار دارد.
۸- فرهنگ هر كشوري علي¬القاعده واجد دو جنبه اساسي است؛ يك جنبه، ناظر به تقويت باورها و هنجارها است كه جنبه مثبت آن است و ديگري، ناظر به دفع، رفع و طرد عوامل و عناصر بيگانه است كه ناظر به جنبه سلبي فرهنگ است. هم جنبه ايجابي و هم جنبه سلبي فرهنگ اين مرز و بوم بايد در راستاي سند چشم¬انداز بيست ساله سمت و سوي واقعي خود را بازيابد. بدين ترتيب بررسي بسترهاي فرهنگي تحقق سند چشم-انداز و تعيين دقيق وظايف تخصصي دستگاه¬هاي مرتبط، اعم از ساير موضوعات است. به دنبال آن موضوع راه¬هاي تقويت باورهاي ديني وگسترش نهضت نرم¬افزاري و كرسي¬هاي آزادانديشي و اعتلاي اخلاق اجتماعي و موضوع تقويت عزت ملي و تقويت اعتماد به نفس ملي بايد موردتوجه خاص قرار گيرد چراكه موضوعات يادشده همه در راستاي تحقق جنبه¬هاي ايجابي فرهنگ خودي است و نيز ناتوي فرهنگي و راهكارهاي اجرايي تحقق سياست¬هاي مقابله با تهاجم فرهنگي كه مدتها مسكوت و راكد مانده است بايد مورد توجه خاص قرار گيرد چرا كه ناظر به جنبه سلبي فرهنگ خودي درمقابل فرهنگ بيگانه است. باقي موضوعات زيرمجموعه و راهكارهاي تحقق موضوعات سه¬گانه فوق¬الاشعار است و بايد طي يك مهندسي فرهنگي، جايگاه مناسب خود را در هرم سياست¬هاي فرهنگي كشور باز يابند. راهبردها و راهكارهاي همبستگي ملي و وحدت اسلامي كه از مهمات و امهات موضوعات است از اين جهت كه هم ناظر به بعد ايجابي و هم ناظر به بعد سلبي فرهنگ ملي - اسلامي است از اهميت خاصي برخوردار است.
۹- سازمان تبليغات اسلامي در سال ۸۵ آخرين ويرايش خود را از طرح‌هاي راه¬هاي تقويت باورهاي ديني و گسترش اخلاق اسلامي در جامعه، سياست¬هاي فرهنگي تقويت هنجارها در جامعه، اصلاح الگوهاي اجتماعي (سامان¬دهي گروه¬هاي مرجع) و نيز طرح سياست‌هاي كلان تبليغات كشور كه متولي اجرا و انجام آن بود، به دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي ارسال و ارايه كرده است. بديهي است كه سازمان تبليغات اسلامي خود را از مشورت و بهره‌گيري از عقلانيت جمعي اعضاي محترم شوراي فرهنگ عمومي بي‌نياز نمي‌بيند.