گفتگو با مهندس منصور واعظی دبیر شورای فرهنگ عمومی

چاپ


دنيای استکباری مقابل فرهنگ ما ايستاده نه اقتصاد و سياست­مان

اشاره:

امروز روز خوبي است روز تك تك ما «ايراني»هاست. امروز خيلي كارها مي­توان انجام داد؛ مي­توان چادر مشكي تميز و زيبايي را كه مادر بزرگ از سفر كربلا آورده را سر كرد و با پوششي مناسب به دانشگاه يا محل كار رفت؛ مي توان هنگام رانندگي و رسيدن به خط كشي عابر پياده كاملاً توقف كرد تا همشهريان­مان به ويژه آن پيرمردي كه هر روز عصا در دستانش بيشتر مي­لرزد با خيال راحت­تري از خيابان عبور كند؛ امروز روز خوبي است مي­توان به موزه شهدا سري زد و ايثارگري­هاي آنها را دوباره مرور كرد؛ مي توان به خيابان انقلاب رفت و كتاب شعري، داستاني خريد و شب هنگام با آرامش آن را خواند؛ مي­توان بعد از يك روز پر كار به مسجد محل رفت و نشاط روح و جان را جايگزين خستگي جسم خاكي كرد.

امروز روز «فرهنگ عمومي» است روز تك تك ما ايراني­ها كه وارث شعر و آب و خرد و روشني هستيم.

به همين بهانه به سراغ مهندس منصور واعظي دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور رفتيم و در رابطه با مهمترين مسائل فرهنگ عمومي كشور با او به گفتگو نشستيم كه در ادامۀ متن اين گفتگو را مي خوانيد.

آقاي مهندس يكي از وظايف شوراي فرهنگ عمومي نامگذاري روزهاي مختلف به مناسبت هاي گوناگون است اگر موافق باشيد گفتگو را از همين نامگذاري ۱۴ آبان ماه به نام فرهنگ عمومي اغاز كنيم چه مناسبتي دارد ؟

۱۴ آبان ماه ۱۳۶۶ روز مصوب شدن تشكيل شوراي فرهنگ عمومي در كشور است كه در حدود ۲۱ سال قبل اتفاق افتاد و در آن روز شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوب كرد شوراي فرهنگ عمومي در كشور تشكيل شود و به همين مناسبت اين روز را روز فرهنگ عمومي نامگذاري كرديم. البته ايده تشكيل اين شورا را در سال ۱۳۶۴ مقام معظم رهبري مطرح كردند و كمي طول كشيد تا كار خود را به صورت رسمي آغاز كرد.

۱۴ آبان ماه در تاريخ كشور ما مناسبت­هاي ديگري هم دارد مانند: سقوط دولت شريف امامي در سال ۱۳۵۷، افتتاح نخستين نمايشگاه بين­المللي كتاب تهران در سال ۱۳۶۶، توقيف روزنامه روح­القدس در سال ۱۲۸۶ به جرم توهين به محمد عليشاه قاجار، تاسيس سازمان يونسكو، صدور بيانيه صدام حسين در سال ۱۹۹۰ در رابطه با جنگ كويت و ... چقدر از اين مناسبت­ها كه نام بردم و از جنس گوناگون نیز هستند از نظر شما ريشه فرهنگي دارد؟

بعضي از اين مناسبت ها كاملاً ريشه فرهنگي دارند مثل افتتاح نمايشگاه بين المللي كتاب و بعضي هم گرايش سياسي و اجتماعي بيشتري دارند.

اين سوال را از آن جهت پرسيدم كه شما در آخرين نشست خبري خود گفته بوديد ريشه بسياري از مسائل كشور فرهنگي است و از اين سوال مي­خواستم به تعريف شما از فرهنگ برسم؟

حوزه فرهنگ عمومي را اگر بخواهم كمي روشن­تر ترسيم كنم بايد بگويم مجموعه­اي از اطلاعات، گرايش­ها و عواطف و رفتارها و منش جامعه را در بر مي­گيرد و در سه بخش دانش، گرايش و رفتار كه مربوط به عموم جامعه باشد تعريف مي­شود.

در برابر تركيب فرهنگ عمومي بلافاصله اين نكته به ذهن مي­رسد كه مگر فرهنگ خصوصي هم داريم؟

ببينيد تا يك حدي مي­توان فرهنگ عمومي و خصوصي را مرزبندي كرد؛ هركجا كه بحث از عموم جامعه مطرح مي­شود و صحبت از رفتار، اطلاعات عمومي و عواطف اقشار زيادي از جامعه باشد مرتبط با حوزه فرهنگ عمومي است به عنوان مثال هنگامي كه مسئله محرم و فرهنگ خاص آن به ميان مي­آيد حوزه فرهنگ عمومي است اما گاهي رفتار خاصي را در يك شغل خاصي داريم مانند تعاملات بين يك مهندس ساختمان با پيمانكارش اين جزء رفتارهاي خصوصي است.

به عنوان دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور درباره نوع فعاليت­هاي اين شورا كمي توضيح دهيد؟

مسائلي كه در شوراي فرهنگ عمومي مطرح مي­شود در كلان­ترين شكلش به دو بخش تقسيم مي­شود يك دسته مربوط به مسائل و رخدادهاي روز است مانند عرفان­هاي انحرافي، مقابله با اسراف در جامعه و تقويت فرهنگ صرفه جويي و ... يك بخش هم برنامه­ريزي با نگاه آينده نگرانه است مانند تدوين بخش چشم انداز ۱۴۰۴ كه حوزه فرهنگ اولين حوزه­اي بود كه توانست چشم اندازش را تدوين كند.

وقتي صحبت از تدوين برنامه و چشم­انداز فرهنگي كشور به ميان مي­آيد مراحل مختلفي را براي آن مي­توان در نظر گرفت از سياست گذاري و برنامه­ريزي گرفته تا اجرا و نظارت، جايگاه شوراي فرهنگ عمومي در حوزه فرهنگ كشور در كدام يك از اين مراحل است؟

وظايف شوراي فرهنگ عمومي كه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كاملاً مشخص و روشن است مهمترين وظيفه­اي كه در اين مجموعه وجود دارد برنامه­ريزي، هدايت و هماهنگي فرهنگ عمومي در جامعه است يك بخش از وظايف ما رصد مسائل فرهنگي در داخل و خارج از كشور است كه اين رصد همراه با پيش بيني آثار مثبت و منفي آنها بر فرهنگ عمومي كشور نيز مي­باشد. وظيفه مهم ديگري كه شورا دارد هماهنگي دستگاه­هاي فرهنگي است.

اين وظيفه آخر كه اشاره كرديد يعني هماهنگي نهادها و دستگاه­هاي مختلف از سوی بسیاری از کارشناسان به عنوان يكي از آسيب­هاي جدي در حوزه فرهنگ مطرح می­شود به این معنی که در سال­های اخیر متاسفانه كمتر شاهد بوده­ايم دستگاه­ها و نهادهای مختلف در ارتباط با انجام امور فرهنگي انسجام لازم را داشته باشند و اغلب يا شاهد موازي كاري آنها بوده­ايم يا فعاليت­هاي كلان فرهنگي ما از نداشتن برنامه­اي واحد و منسجم رنج برده است؛ آقاي مهندس یکی دیگر از مناسبت­های ۱۴ آبان امسال، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمريكا است اگر دقت کرده باشید در طول فعاليت­هاي انتخاباتي در آمریکا دو نامزد دموكرات و جمهوري خواه نسبت به مسائل مختلف سياسي و اقتصادي و ... مواضع بسيار متفاوتي را ابراز مي­كردند اما هيچ گاه اين اختلاف­ها درباره مواضع فرهنگي آنها بروز نمي­كرد؛ فكر مي­كنم یکی از دلایل موفقیت غربی­ها و به ویژه آمریکا در تاثیرگذاری بر فرهنگ دیگر کشورها همین نکته باشد و به همین دلیل شاهد هستیم فرهنگ مك دونالدي و كوكاكولايي آمریکایی با همه متعلقاتش امروز جایگاه مناسبی در جهان پیدا کرده است نظر شما در این رابطه چیست؟

ببینید وضع ما و امريكا در حوزه فرهنگ عمومي قابل مقایسه نیست توجه­اي كه كشور ما نسبت به فرهنگ عمومي دارد نقطه قوت نظام ما محسوب مي­شود اين كه دو كانديدای ریاست جمهوری آمریکا درباره فرهنگ عمومي كم صحبت مي­كنند فکر نمی­کنم نشان دهنده سياست واحد باشد بلکه بیشتر نمایانگر آن است که اين مسئله برای آنها مسئله اصلي و مهم نيست اگر به تاریخ سیاسی آمریکا نگاه کنید مي­بينيد كه در هر مقطعي يك موضوع مسئله اصلي آنها بوده است به عنوان مثال امروز يكي از مسائل اصلي آنها ايران است و این موضوع بیش از هر چیز نشانگر جايگاه ویژه ايران است. اما فرهنگ عمومي در کشور ما به عنوان يك گفتمان جدي همواره مطرح بوده است فرهنگ دغدغه اصلی انقلاب ما بوده و بزرگان نظام جمهوری اسلامی ایران توجه خاصی نسبت به آن داشته و دارند؛ واقعیت این است که ما برای توسعه اقتصادي و سياسي، انقلاب نکردیم بلکه مهمترین هدف ما و انقلاب ما تسلیم و بندگي خدا بوده است به بیان دیگر به دنبال این بوده­ایم که انسان چگونه عواطف، اطلاعات، دانش و رفتارش را به سمت خدا و رهنمودهاي الهي سوق دهد. در رابطه با مسئله موازي كاري نیز اين نکته را در نظر بگيريد كه موازي كاري هميشه بد نيست اگر چه هماهنگ شدن فعاليت­های مختلف فرهنگی هم ضروري است ولي گاهی ضرورت دارد که يك پيام از طريق رسانه­ها و شبکه­های مختلف چندین بار تكرار و بيان شود مثلاً موضوع خانواده یا فرهنگ ایثار آنقدر اهمیت دارد که در رابطه با آن هم رسانه ملي كار كند هم ائمه جمعه از تريبون نماز جمعه استفاده كنند هم در مساجد به آن پرداخته شود هم در فيلمسازي و عرصه نشر و کتاب مورد توجه قرار گیرد. موازي كاري خيلي نگران كننده نيست آنچه مهم می­نماید اين است كه هدف گذاري درستي انجام شود و براي تحقق هدف و با توجه به امكانات، برنامه­ای تدوين شود اگر موازي كاري همراه با برنامه­ريزي باشد و منجر به تقويت يك مولفه فرهنگي در جامعه شود نه تنها نکته­ای منفی نیست بلکه مثبت نیز می­باشد ولی آنچه شما اشاره کردید و به عنوان آسيب مطرح است ضعف در مديريت فرهنگي است. به نظر شما آيا ما واقعاً فرهنگ عمومي صحيح و مديريت شده­ای داریم؟ آیا عواطف جمعی را درست سامان مي­دهيم؟ آيا جامعه ما در برابر شیطنت­های استکبار جهانی و صهیونیست بین­المللي حساسيت لازم را دارد؟ به اندازه­اي كه بايد از عناصر ملحد شناخت دارد؟ آيا به عنوان يك ايراني مسلمان به اندازه كافي با مستضعفان جهان همدلي دارد؟ من معتقدم در بعضي موضوعات ممكن است كه وظايفمان را خوب انجام نداده باشیم.

مثلاً در چه موضوعاتی ؟

پوشش، آیا در جامعه اين چيزي كه امروز به عنوان پوشش و آرايش وجود دارد مطلوب ما است؟ آيا دستگاه­هاي مختلف فرهنگي و غيرفرهنگي وظایف­شان را در اين رابطه درست و هماهنگ انجام مي­دهند؟ فکر می­کنم اين جا می­توانیم بگویيم نه! آن هماهنگي و حساسيت لازم را نداريم. البته در برابر این نقطه ضعف نکات مثبتی هم وجود دارد مثل مبارزه با استكبار جهاني، امروز در هر كجاي جهان اگر مظلومی گرفتار ظالمی شود همه مردم ما نسبت به اين مساله برخورد می­کنند و از مستضعف و مورد ستم قرار گرفته حمايت مي­كنند.

شما به عنوان آسیب از ضعف در مدیریت فرهنگی نام بردید برای این موضوع راهکاری هم دارید ؟

در حوزه فرهنگ ما هم از نظر تشكيلاتي و هم از نظر برنامه­ريزي گرفتاري­هايي داريم که برای برطرف کردن آنها نيازمند يك بازنگري در حوزه فرهنگ هستيم؛ امروز كشور ما به اين درجه از بلوغ رسيده كه ضرورت نوعي تغيير ساختار را در مديريت كلان دولت احساس می­کنیم آيا وزارت فرهنگ و ارشاد همه آن چيزي را كه در قانون برايش پيش بيني شده به درستی انجام مي­دهد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامی، دانشگاه­ها، حوزه­هاي علميه و ... نیز به همین شکل. فکر می­کنم در مقام قانونگذاري و برنامه ريزي شايد وظايف خوب ديده شده اما اين وظايف به خوبي در دستگاه­ها اجرا نمي­شود. اگر در ساختار دولت به عنوان اصلي­ترين ركن اجرايي كشور يك معاون اول فرهنگي وجود داشته باشد شاید بتوان يك هماهنگي بهتری را ايجاد کرد؛ در ساختار دولت بعد از رييس جمهور يك معاون اول پيش بيني شده است كه این معاون اول معمولاً معاون اول اقتصادي و سياسي بوده است نه فرهنگی.

البته آقای دکتر حبیبی فکر کنم از این قاعده شما پیروی نمی کند ؟

درست می­گویید، ولی همین چهره­های فرهنگی هم وقتي در آن موقعیت و مسئولیت معاون اول قرار گرفتند باز هم تلاش كردند هماهنگي بين بخش­های اقتصادي را بیشتر سامان بدهند تا فرهنگ .

شاید به این دلیل بوده است که برخی از کارشناسان معتقدند تا زمانی که جامعه و مردم مشکل اقتصادی دارند به سراغ فرهنگ و رفتارهای فرهنگی نخواهند رفت؟

اين حرف خيلي كارشناسي نيست در مقطعي و در دولت­هاي پيشين اين گفتمان مطرح بود اما اگر این فرضیه یا نظریه را بپذیریم به آن معناست كه افرادي كه از نظر اقتصادي مرفه­تر هستند در مقایسه با كساني كه از قشر متوسط و ضعیف جامعه هستند فرهنگي­تر می­باشند من فكر نمي­كنم اين صادق باشد رفتارهاي فرهنگي نمي­تواند خيلي مبناي اقتصادي داشته باشد. بر عکس این مولفه فرهنگ عمومي است که باید براي هر تصميم راهبردي در كشور مورد توجه قرار گیرد هر سياستمدار و مدير ارشدي در نظام بدون توجه به مولفه­هاي فرهنگ عمومي اگر تصمیمی بگیرد حتما به بيراهه مي­رود در همین طرح اقتصادي دولت نهم كه اتفاقاً طرح مهم و بسیار مثبتی است رييس محترم جمهوری تاكيد كردند براي مردم جزییات آن كامل بيان شود و مردم کاملاً توجیه شوند چرا که این یک واقعیت است که اگر حتی تصميمات درست و کارشناسی در دولت گرفته شود ولی از نظر فرهنگی مردم توجيه نشده باشند آن طرح یا تصمیم زمين مي­خورد و اجرایی نخواهد شد.

شما اشاره کردید در مقام قانونگذاری و برنامه­ریزی وظایف خوب دیده شده است اما به درستی اجرا نمی­شود به عبارتی یک ضمانت اجرايي مي­خواهد آیا شورای فرهنگ عمومی در این جایگاه نیز می­تواند دخالت کند ؟

براساس آنچه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است باید بگویم بله! اما در عمل به هر حال مديران ارشد دستگاه­ها، وزرای محترم و ... مي­گويند رييس جمهور ما را انتخاب كرده است مجلس محترم هم راي اعتماد داده و بودجه هم از جاي ديگری مي­گيريم پس طبیعی است که خيلي نمي­شود نظارت دقيقي داشت اگرچه امروز و به ويژه در دو سه سال اخير همکاری بسیار مناسبی با شورای فرهنگ عمومی وجود داشته است.

با توجه به این که قوانین کشور از جمله موضوعات فرهنگی در مجلس شورای اسلامی طرح و تصویب می­گردد گاهی این مسئله به ذهن می­رسد که حضور شورای عالی انقلاب فرهنگی و به تبع آن شورای فرهنگ عمومی برای بررسی و تصویب قوانین فرهنگی چه ضرورتی دارد؟

قبلاً هم گفتم الان و در دهه چهارم انقلاب نياز است ساختارهاي كلان كشور را مورد بازنگري قرار دهيم امروز كميسيون فرهنگي هم در مجلس و هم در دولت وجود دارد که تکالیف خاص خودشان را دارند از طرفی شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم فعالیت می­کند مهمترین موضوع در این میان نحوه تعامل بين اين مجموعه­ها است و این که هر كدام چه بخشي از فرهنگ را مديريت كنند. اما در پاسخ به شما باید بگویم جايگاه فرهنگ در حكومت ديني جایگاه ویژه­ای است شايد مهمترين تكليفي كه ولي فقيه در حكومت ولايت فقيه مورد توجه قرار می­دهد حوزه فرهنگ است از سوی دیگر بین رهبری و مردم نیز پیوندی عمیق وجود دارد و رهبري نسبت به فرهنگ مردم حساسيت و مسوليت خاصی دارد اگراز اين منظر به شوراي عالی انقلاب فرهنگي نگاه کنیم حضور و فعالیتش امري ضروري است.

آقای مهندس! اگر اجازه بدهید به سراغ مظاهر فرهنگ عمومی برویم و یک مقایسه­ای نیز با گذشته انجام دهیم فرهنگ رانندگی، فرهنگ عفاف و حجاب، آیین­های جشن­های ملی و دینی، عزاداري­ها و ... فکر می­کنید با گذشت سه دهه از انقلاب چه تغییراتی را شاهد بوده­ایم؟

اين كه ما وضعيت­مان در مقايسه با گذشته چگونه است در نگاه كلان معتقدم وضع بهتري داريم ولي در اجزا مي­توان جداگانه و بر اساس شاخصه­ها صحبت كرد. ببینید به هر حال انقلاب اسلامي يك موضوعي بود كه وقتي اتفاق افتاد همه دنيا در برابرش ايستادند ما يك انقلابي هستيم كه همه قدرت­ها و استكبار جهاني مي­خواهد ما نباشيم پس همين كه امروز ما هستيم خودش بزرگترين پيروزي است. در این میان باید توجه داشته باشید که دعواي آنها با انقلاب اسلامي بر سر استقلال اقتصادي و سياسي نيست و نبوده است دعواي اصلي آنها به كلام بلند فرهنگي امام راحل و انقلاب باز می­گردد. مسئله آنها این نیست که ایران پیش از انقلاب توان ساخت یک موتور را هم نداشته اما امروز هواپیما و موشك مي­سازد قطعاً اين مسئله آنها نيست؛ دنيای استکباری در برابر فرهنگ ما ايستاده است نه در برابر اقتصاد و سياست و توان نفتي ما، دنیا در برابر پيام فرهنگي انقلاب ايستاده است. درباره جزییات هم مثالی می­زنم خود بنده دانشجوي قبل از انقلاب بودم در كل دانشكده ما سه خانم پوشش اسلامي داشتند اگر امروز وضعیت حجاب را با اصل و اساس دين و شریعت­مان مقایسه کنیم طبیعی است که وضعیت مطلوبی نداریم اما در مقايسه با گذشته وضع بهتر شده است.

البته باید در مورد مظاهر فرهنگی و به طور خاص همین مثالی که زدید بین رفتارها و باورها یک تفاوتی قائل شد تا چه اندازه این رفتارهای فرهنگی از باور افراد سرچشمه می­گیرد و تا چه اندازه به قانون و مسائل دیگر باز می­گردد؟

من اتفاقاً اين نكته­ای را که گفتید خيلي مهم مي­دانم؛ باید دید مردم در وضعيتي كه كاملاً آزاد باشند چه رفتاري انجام مي­دهند. خب اگر فرض را بر اين بگذاريم كه خانم­هايي كه امروز پوشش كاملی را دارند در مقابل آنها که مقداري از مويشان بيرون است و حجابشان کامل نیست رفتارشان برگرفته از باورشان باشد باز هم پیشرفت قابل توجهي داشته­ایم ضمن این که بخش زيادي از اين خانم­ها ديگر آن خانم­هاي سنتي قبل انقلاب نيستند بسیاری از بانوان ما دانشگاه رفته­اند، آگاهي دارند و این حجاب کامل را انتخاب كرده­اند.

به عنوان سوال پایانی با توجه به این موضوع که امسال در سی­امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم آیا شورای فرهنگ عمومی برنامه­ای خاص در این رابطه دارد؟

برگزاري جشن­هاي سي­امين سال پیروزی انقلاب در ستادي طراحي شده است كه اين ستاد زير نظر يكي از معاونين وزير محترم كشور فعاليت مي­كند. اما ما اين موضوع را به همه شوراهای عمومی کشور در استان­ها و شهرستان­ها اعلام كرديم و چند برنامه نیز در اين رابطه پيش بيني كرده­ايم، یکی از آنها که فكر مي­كنم موضوع مهمي است و در رابطه با آن كم كار شده است بررسي دستاوردهاي انقلاب اسلامي است با رویکرد و نگاه موضوعي و سازماني، این موضوعي است كه دبيرخانه شورای فرهنگ عمومی به صورت مستقل و جدی پیگیری می­کند همچنین موضوع ترویج فرهنگ ايثار و شهادت نیز در شورا در حال پیگیری مي­باشد.