۱۹ آبان ۱۳۸۷
متن مصاحبه با آقاي دكتر ابراهيم فياض، عضو شوراي فرهنگ عمومي
به مناسبت روز فرهنگ عمومي
1- همانطور كه ميدانيد اصطلاح فرهنگ عمومي در واژگان برنامهريزي و سياستگذاري فرهنگي ديگر كشورها وجود ندارد و از اين نظر شوراي فرهنگ عمومي، يك پديده منحصر به فرد است، نظر شما راجع به اين موضوع چيست؟
در كشور ما ۲ ساختار وجود دارد: يكي فرهنگي و ديگري سياسي و با توجه به ساختار اسلامي كشور ما متعاقباً ساختار فرهنگ ما هم اسلامي بايد باشد. در غرب كه ساختار ليبراليسم حاكم است ساختار فرهنگي وجود ندارد و همه چيز صرفاً اقتصادي ميباشد و با كالاي فرهنگي و عرضه و تقاضاي فرهنگي مواجه هستند و در مسائل فرهنگي وقتي يك كار انجام ميدهند به فكر سودآوري اقتصادي آن هستند و تمام جهتگيريها اقتصادي ميباشد. سوسياليستها صرفاً ساختار سياسي و برنامه متمركز داشتند. اما نظام برنامهريزي در ايران را ميتوان منحصر به فرد دانست از يك لحاظ اين قابليت وجود دارد كه آزاد باشيم و فرهنگ حزبي وجود ندارد و از طرف ديگر فرهنگ ليبراليسم نداريم. پس در نگاه من ساختار فرهنگي ما را ميتوان اسلامي دانست و ساختار سياسيمان را عمومي يا همان مردمي قلمداد كرد. اين همان چيزي است كه اسلام و نظام ولايت فقيه اقتضا ميكند.
2- به نظر شما آموزهها و رفتارهاي الهي چگونه ميتواند از فرآيند تربيت ديني به فرهنگ عمومي جامعه اسلامي تبديل شود؟ فرصتها وتهديدهاي اينامردرشرايط كنوني كشورمان چيست؟
ما هيچگاه همانند سوسياليستها نميتوانيم به مردم امر و نهي كنيم و اسلام هم اصلاً چنين اجازهاي به ما نميدهد. البته اباحهگرايي هم نداريم. ليكن متأسفانه در گذشته قدمهايي براي رسيدن به اهداف ليبراليسم فرهنگي داشتهايم. ما فقط به مردم پيشنهاد ميدهيم و دعوت ميكنيم و نه بيشتر، همان كاري كه در انقلاب اسلامي رخ داد و امام (ره) آمد به مردم پيشنهاد داد و مردم پذيرفتند. شيوه تبليغ پيامبران هم به همين صورت بود كه در قرآن به پيامبران هم لقب مبلّغ و ابلاغ كننده دادهاند چون فطرت مردم طالب خوبيهاست. فقط كافي است ما يك چيز خوب بگوييم و مردم هم خودشان با استفاده از فطرت پاك در نهادشان آن را ميپذيرند. لذا تربيت ديني ما، فطرت محوراست و اين بايد در سياستگذاري فرهنگي كشور لحاظ شود.
3- بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي براي فرهنگ عمومي كشور ما با رويكرد و تعريفي كه شما از فرهنگ عمومي داريد چيست؟
اصلاً خود غربيها گفتهاند كه با روي دادن انقلاب اسلامي در ايران آنها ۵۰ الي ۶۰ سال جلو افتادهاند و از نظر تمدني جهش بزرگي كردهاند. همانطور كه ميشل فوكو گفته ايرانيان با انقلابشان قدمي ۱۰۰ ساله برداشتهاند.
ملت ايران واقعاً ملتي آيندهشناس، باهوش جامعه شناسانه و فرهنگي هستند. اگر ميخواهيد اين بزرگي را لمس كنيد «ايرانيان خارج از كشور» را ببينيد كه هيچگاه احساس حقارت نميكنند واقعاً رشد كلان فكري ايرانيان محسوس است و اين خوشبختانه انجام گرفته است. گواه حرف من اين است كه آيا ميشود در غولهاي رسانهاي غربي خبر مهمي از جهان بگويند كه در رابطه با ايران نباشد؟! در ايام انتخابات ايران تمامي نگاههاي كشورهاي بزرگ و كوچك به سمت ايران است و هماكنون جناب آقای رييس جمهور با چنين شور و دركي كه دارند از دل مردم برخاستهاند.
4- شوراهاي فرهنگ عمومي در استانها و شهرستانها چه خلاء مهمي را ميتواند در مديريت فرهنگي نظام پر نمايد؟ مهمترين فرصت و چالش پيش روي استانها چيست؟
ببينيد واقعاً در استانها و شهرستانها كارهاي خوبي در حال انجام و يا تدوين است و واقعاً قدمهاي بزرگي در اين راستا برداشته شده است كه آثار آنها مشخص است. حتي در شهرهاي مرزي كه قوميت در آنجا از مسائل مهم به شمار ميآيد كارها و مصوبات شوراي فرهنگ عمومي تأثيرات خود را گذاشته است. مثلاً در كردستان ايران فرهنگ كردهاي ايراني بسيار پوياتر و بهتر از فرهنگ كردستان عراق و يا تركيه ميباشد يا بلوچستان ايران از لحاظ فرهنگي قابل قياس با بلوچستان پاكستان نيست همينطور فرهنگ تركمنهاي ايراني كه بسيار فرق دارد سطح آزادي كه در ايران است هم اصلاً در آن كشورها نيست. چند وقت پيش در دفاع پاياننامه يكي از دانشجويان در دانشگاه تهران كه موضوع آن پانكرديسم بود، آخر جلسه از دانشجو پرسيدم آيا شما ميتوانيد در عراق هم چنين چيزي به عنوان پاياننامه ارايه دهيد؟ گفت خير، به ايشان گفتم شما اگر در تركيه اين پايان نامه را ارايه ميداديد چه اتفاقي ميافتاد، غير از اين است كه جواب شما را با بمب و اسلحه ميدهند همانطور كه مشاهده ميكنيد! رشد فرهنگي بصورت كلان شروع شده است و ما بايد امكان تصميمگيري را به خود استانها واگذار نماييم يا اينكه با حضور در استانها و شهرستانها اوضاع را از نزديك مشاهده نماييم و مصوبات و طرحها را تصويب نماييم.
5- درحال حاضر كدام معضلات و مسائل مبتلابه فرهنگ عمومي را براي بررسي وتصميمگيري در دستور جلسات شورا داريد؟
يك مسأله اين است كه متأسفانه دچار لودگي اجتماعي شدهايم كه اخلاقيت اجتماعي در آن نيست، نظم كمتر به چشم ميخورد. به دلايلي كه نميخواهم وارد آن شوم اين نوع فقر فرهنگي در گذشته به نام روشنفكري كاشته شد كه منجر به شكسته شدن هنجارها شد و در اين حين فرصتطلبان بيشترين بهره را بردند كه امروزه به نام «عرفانهاي جديد» پا به عرصه ظهور گذاشتهاند. مواد مخدر را ميتوان از ديگر معضلات فرهنگي امروز جامعه دانست. تمامي هدف ما اين است كه يك نوع عقلانيت اجتماعي را حاكم بر زندگي روزمره ايرانيان كنيم. وقتي عقلانيت اجتماعي در زندگي روزمره حاكم شد خود به خود اين مسائل حل ميشود اين بزرگترين هدف و رسالت شوراي فرهنگ عمومي ميباشد و اين موضوع موجود در فطرت، دين و احاديث بزرگان ما ميباشد.
6- نقش رسانه و عليالخصوص صدا و سيما را در اين زمينه چگونه ارزيابي مينماييد؟
نقش رسانهها بسيار زياد است مخصوصاً صدا و سيما. بنده هميشه در جلسات و مراسم مختلف گفتهام كه صدا و سيما ظرفيت بسيار زيادي براي رفع «معضلات فرهنگي» دارد. مثلاً در ايام ماه مبارك رمضان كه بينندگان رسانه زياد ميشود بهتر ميتواند تاثيرگذار باشد. هرچند براي طرح مسايل و احياناً رفع معضلات از طنز استفاده ميشود، ولي طنز، اولين و بهترين
راهحل براي معضل ما نيست. به طور مثال ميتوانست بد بودن بياحترامي به بزرگتر، فحاشي، اعتياد، دروغگويي و دزدي را به شكل بهتري به ذهن مخاطب القا كند. اينجا اين را بايد به طور شفاف بگويم كه صدا و سيما بسيار تأثيرگذار در فرهنگ عمومي كشور ميباشد و ميتواند با برنامههايي، خوراك فرهنگي درست در ذهن بيننده پديد آورد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








