ارتباط سياست‌ پژوه و سياستگذار

چاپ


سياست‌پژوهي نوعي پژوهش است كه هدف آن دستيابي به روش‌هاي راه‌حلهاي عملي مسائل اجتماعي است. چگونه مي‌توان دانش را به سياست‌هاي عملي تبديل كرد؟

اين هدفي است كه سياست پژوهي دنبال مي‌كند. اگر پژوهش‌هاي بنيادي را پژوهش‌هايي بدانيم كه هدف آن شناخت واقعيت است، سياست پژوهي بيشتر دغدغه كاربرد و اجرا را دارد.

مقاله حاضر بخشي از كتاب «روش‌هاي سياست پژوهي»از مجموعه انتشارات روش‌شناختي سيج (Sage) است. ترجمه اين كتاب در دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي به پايان رسيده است و به زودي منتشر خواهد شد.

معرفي كوتاهي از كتاب حاضر در شماره ۷ ارائه شده است.

در اين مقاله تحليل توصيه‌هاي تحقيق به ميان مي‌آيد كه شامل مباحث: تحليل پارامتر‌هاي اجرا؛ ارزيابي پيامدهاي بالقوه توصيه‌ها؛ برآورد احتمال اجراي مناسب توصيه‌ها و آماده‌سازي توصيه‌هاي نهايي است.

براساس نتايج تحليل تكنيكي يك رشته نتيجه‌گيري و توصيه‌هاي سياستي آزمايشي به عمل آمده كه تصور مي‌شود به كاهش مسأله اجتماعي كمك كند. با توجه به كاري كه تاكنون صورت گرفته سياست پژوه نسبتاً مطمئن است كه توصيه‌هاي سياستي چنانچه به درستي اجرا شود به طور مؤثري به اهداف مورد نظر خواهد رسيد. اما «صرف گفتن اين كه چه كارهايي بايد انجام شود ـ بدون گفتن چگونگي و نحوه آن ـ چيزي جز سلب مسووليت از خود نيست» كه بدين خاطر غالباً محققان اجتماعي مقصرند. (Widavasky, 1979:126‌) به قول پاول باكراچ؛

«به نظر من يكي از غفلت‌هايي كه سد راه دانشمندان اجتماعي در تلاش براي حل مسائلي چون ازدياد جمعيت، فساد شهري و غيره بوده، توجه كم به قدرت سياسي بوده است... دانشمندان اجتماعي از توجه جدي به صورت‌بندي و تدوين موضوع سياست عمومي و ماهيت راه‌حل‌هاي توصيه شده به منزله وسيله‌اي براي خلق و تنظيم تعهد، حمايت عمومي و منابع قدرت گروه‌هاي بالقوه يا موجود كوتاهي كرده‌اند كه اگر به طور مناسب و درستي برانگيخته شود ابزاري در ايجاد تغييرات مناسب در توزيع قدرت براي تضمين اتخاذ يك سياست دولتي مهم است...

غفلت تحليل‌گر از بررسي دقيق استراتژي سياسي به مثابه جزء لاينفكي از مسأله تحقيق همانا قصور در مسؤوليت خود در مقام دانشمند است.                         (Bachrach,1975:15-17‌)

پس از تهيه توصيه‌هاي تحقيق بايد اين قاعده اساسي سياست‌پژوهي را در نظر گرفت: «در ارائه توصيه‌هاي سياستي اگر زمينه و متن اجتماعي،‌سياسي و سازماني به طور روشن و صريح در نظر گرفته نشود احتمالاً كفايت اجراي توصيه‌ها احتمالاً آنقدر كافي نخواهد بود كه به نتايج مطلوب بكشد.»

نمونه‌اي از توصيه‌هاي سياستي كه اين قاعده اساسي را در نظر نگرفته است سياستي است كه در اوايل دهه ۱۹۷۰ براي رفع مسأله شرايط زندگي نامناسب تهيدستان در پيش گرفته شد (Nagel,1983). سياست توصيه شده برنامه‌اي براي صاحب خانه شدن تهيدستان بود كه شامل وام دولتي تضمين شده با نرخ بهره پايين بود. تصور مي‌شد اين اقدام با صاحب خانه كردن مردم فقير، ترغيب مراقبت بيشتر از محل سكونت و ايجاد اجتماعي سعادتمندتر يا اجتماعي سازنده‌تر، عزت‌نفس مردم فقير را بالا ببرد. اما اين نتايج مطلوب تحقق نيافت و برنامه‌ شكست‌خورد. گو اينكه دلايل متعددي براي شكست برنامه مي‌توان ارائه كرد دليل برجسته آن اين بود كه سياست مزبور از توجه به زمينه و بستري كه برنامه در آن اجرا مي‌شود غفلت كرده بود.

چون براي اجراي اين برنامه از بخش خصوصي مستغلات استفاده شده بود انگيزه‌ها اصطكاك پيدا كردند. بنگاههاي مستغلاتي مي‌خواستند خانه‌ها هر چه سريع‌تر و با قيمتي بالا به فروش برسد، در حالي كه مردم فقير محتاج خانه‌هايي با قيمت ارزان و اقساط طويل‌المدت و كمك به سرمايه‌گذاري معقول بودند. بدون دخالت دولت از حمايت از تهيدستان انتظار نمي‌رفت كه برنامه موفق گردد. بنابراين اگر قبل از مبادرت به اين سياست زمينه و متن اجتماعي در نظر گرفته شده بود با موفقيت بيشتري اجرا مي‌شد.

براي تضمين اين كه توصيه‌هاي تحقيق منتج از ملاحظات اجتماعي سياسي و نيز تكنيكي باشد تحليل توصيه‌هاي تحقيق مرحله‌اي ضروري در فرآيند سياست پژوهي است.

تحليل توصيه‌هاي تحقيق به دنبال تحليل تكنيكي صورت مي‌گيرد نه قبل از آن، زيرا در اين مقطع با داده‌هاي تكنيكي پايه و اساس معتبري براي توصيه‌ها فراهم آمده است. با اين كه ممكن است توصيه‌ها مستلزم جرح و تعديل باشند تا اجراي آنها را تضمين كند دست كم پايه و اساس توصيه‌ها را مي‌توان به تحقق تجربي پيوند زد. با وجود اين در صورت تمايل مي‌توان ابتدا با انجام انواع كوچكي از تحليل‌هايي كه در اين تحقيق به ميان آمد به شناختي از توصيه‌هاي عملي دست يافت.

كارهايي كه در تحليل توصيه‌هاي تحقيق صورت مي‌گيرد عبارت‌اند از:

۱ـ تحليل پارامتر‌هاي اجرايي كه شامل توصيه‌هاي تحقيق‌اند؛

۲ـ ارزيابي پيامدهاي بالقوه توصيه‌ها؛

۳ـ برآورد احتمال اجراي درست و مناسب توصيه‌ها؛

۴ـ آماده‌سازي توصيه‌هاي نهايي؛

تحليل پارامترهاي اجرا

براي تضمين عملي و مقبول بودن توصيه‌ها بايد بازيگران و پارامترهاي سازماني اجراي هر توصيه را تحليل كرد. اطلاعات انجام چنين تحليلي را بايد با مصاحبه‌هاي نسبتاً ساختمند با بازيگران، متخصصان مربوط، افرادي كه در اين زمينه تجربه دارند و كارگزاران وارداتي كه مسؤول بالقوه اجرا هستند گردآوري كرد. مصاحبه‌ها بايد ساختمند باشند تا اطلاعاتي درباره پارامتر‌هايي كه به طور مبسوط در ادامه همين مبحث به ميان مي‌آيد كسب شود.

تحليل بازيگران

همان‌گونه كه در فصل اول به ميان آمد خصيصه سياستگذاري در هر زمان معيني اين است كه سياست عمومي موازنه يا مصامحه‌اي بين منافع متضاد است؛ يعني سياست به سويي مي‌رود كه مطلوب گروه‌هايي است كه اقتدار و نفوذ پيدا مي‌كند و از نقطه‌اي كه مطلوب گروه‌هايي است كه نفوذ خود را از دست مي‌دهند دور مي‌شود (Dye, 1978:2) در نتيجه پارامتري كه بر احتمال اجرا شدن توصيه تأثير دارد ساخت قدرت بازيگراني است كه در حيطه توصيه قرار دارند.

سياست پژوه در تحليل ساختار قدرت سعي مي‌كند پاسخ اين پرسش را پيدا كند: «تحت چه شرايطي اكثر بازيگران قدرتمند توصيه را مي‌پذيرند؟

 

 

 

 

 

تحقيق براي تحليل بازيگران با فهرستي از بازيگران كه در بخشي از كار مقدماتي تهيه شده آغاز مي‌كند. در جريان مفهوم‌سازي مطالعه و تحليل تكنيكي اسامي ساير بازيگران به اين فهرست افزوده مي‌شود گاه در اين مرحله فهرست نسبتاً بلندي به دست مي‌آيد. به عنوان مثال لاري واد (Lary Wade) فهرستي از ۵۱ سازمان مخالف ماليات بستن بر خيابان‌ها و جاده‌ها در كاليفرنيا كه به مبارزه‌اي سياسي كمك مالي كرده بودند تهيه كرده است؛ از يك شركت آسفالت‌كار با ۱۲۵ دلار تا شركت نفت شل با ۵۰۰۰۰ دلار كمك مالي. عليرغم كثرت سازمان‌ها در فهرست واد حتي اسامي سياست‌گذاران، طرفداران ماليات، شهروندان تحت پوشش و گروه‌هاي ذينفع كه به مبارزه سياسي كمك مالي نكرده بودند در فهرست گنجانده نشده است.

از آنجا كه ممكن است هر فهرستي كه سياست پژوه در فرآيند سياست‌پژوهي از بازيگران تهيه مي‌كند مانند فهرست واد آنقدر طويل گردد كه قابل كنترل نباشد، در صورت امكان بايد فهرست اوليه را تقليل داد. فهرست را مي‌توان يا با دسته‌بندي بازيگران بر حسب ويژگي‌ها و انگيزه‌هاي همسان تقليل داد يا با محدود كردن فهرست به بازيگراني كه بيش از همه ذينفع هستند (مثلاً بر حسب كمك مالي آنها به مبارزه سياسي). بعد از تقليل فهرست بازيگران نوبت به تفكيك بازيگراني كه عامل اصلي تصميم‌گيري‌ نهايي درباره اجراي توصيه‌اند (مانند مجلس) از بازيگراني مي‌رسد كه سعي مي‌كنند در تصميمات اعمال نفوذ كنند (مانند شهروندان، صاحبان صنايع و...)

بعد از تفكيك تصميم‌گيرندگان از افراد بانفوذ،‌سياست پژوه بايد قدرت بازيگراني را كه سعي خواهند كرد بر تصميمات سياسي اعمال نفوذ كنند، تعيين كند . قدرت بازيگران بر حسب سه بعد تعيين مي‌شود:

(Dye, 1978; Etzioni, 1976; Doty, 1980)

· مقدار منابعي كه در اختيار بازيگر است؛

· توانايي بازيگر در بسيج منابع؛

· دسترسي بازيگر در بسيج منابع؛

منظور از مقدار منابع، ثروت و حساسيت سياسي و اندازه اعضاست (يعني تعداد افرادي كه سازمان بازيگران نماينده آنهاست) كه بازيگران مي‌توانند براي اعمال نفوذ بر تصميم‌گيري سياسي وارد عمل كنند. انواع منابع ممكن مورد استفاده عبارت‌اند از: پول، قراردادها، اطلاعات ـ همه چيزهايي كه تصميم‌گيرندگان براي جامة عمل پوشيدن به توصيه خاصي مفيد مي‌يابند.

منظور از بسيج منابع كه دومين بعد قدرت است ميزان انسجام دروني، اجماع و رهبري است كه مي‌توان براي سازمان دادن اعضاي سازمان بازيگران براي اقدام به كار گرفت. گروه‌هاي بسيار متمركز با اعضاي متعهد و رهبري قوي عمدتاً با نفوذتر از ساير بازيگران‌اند.

و بعد سوم قدرت يعني دسترسي به تصميم‌گيرندگان ميزان فرصت و مجال بازيگر در ارائه مستقيم اطلاعات و نظرات به تصميم‌گيرندگان بدون دخالت ساير افراد است. معمولاً ميزان دسترسي بر حسب تعداد دروازه‌باناني كه بين بازيگر و تصميم‌گيرندگان وجود دارد و استقبال و علاقه تصميم‌گيرندگان وجود دارد و استقبال و علاقه تصميم‌گيرندگان نسبت به ملاقات با بازيگران سنجيده مي‌شود. هر چه رغبت تصميم‌گيرندگان به گوش دادن به حرفهاي بازيگر بيشتر باشد امكان اعمال نفوذ بازيگر بر تصميمات بيشتر خواهد بود.

اين سه بعد با هم نشان‌دهنده قدرت بازيگر در تأثير گذاشتن بر تصميم‌گيرندگان است. بدين طريق بازيگر را مي‌توان به مثابه عامل تعيين‌كننده درفهم قابل اجرا بودن تصويه تحقيق مورد تحليل قرار داد. نمونه‌اي از يك بازيگر قدرتمند گروه اتحاد والدين براي تأمين كامل بودجه مدارس عمومي است‌ـ گروهي ۸۰۰ نفره از والدين واشنگتن. از اين گروه به عنوان نيروي فشاري ياد شده كه شوراي شهر واشنگتن را تحت فشار قرار مي‌دهد كه تا بودجه مدارس عمومي را افزايش دهد.

(Washington Post, 1983)

واشنگتن پست در تحليل اعمال فشار موفقيت‌آميز اين گروه موفقيت‌ آنها را ناشي از استفاده مؤثر آنها از منابعشان، رهبري قوي و دسترسي به اعضاي شوراي شهر مي‌داند. فعاليت‌هاي آنها عبارت‌ است از: توزيع اعلاميه‌اي در تشريح كلي پيامدهاي كاهش بودجه، ملاقات با اعضاي شوراي شهر براي بحث درباره بودجه، ارسال نامه به شهروندان كه حاوي نام و شماره تلفن اعضاي شوراي شهر و تاريخ جلسات عمومي شوراي شهر است و حضور در تلويزيون محلي براي كسب حمايت از تلاش‌هايشان. اين فعاليت‌ها آنها را سازماني با نفوذ ساخته كه با موفقيت براي افزايش قابل ملاحظه بودجه سال جاري مدارس عمومي مبارزه مي‌كنند.

(Washington Post, 19836,II:B3)

با تعيين قدرت هر بازيگرگام بعدي در تحليل بازيگران، ارزيابي نظر هر بازيگر درباره توصيه تحقيق است. آيا بزيگر حامي توصيه خواهد بود يا مخالف آن؟ چرا؟ قطع نظر از ميزان تأثيري كه بازيگر مي‌تواند بر تصميم نهايي بگذارد پاسخ اين پرسش‌ها اطلاعات ارزشمندي درباره سطح حمايتي كه انتظار مي‌رود توصيه‌ به بارآورد فراهم مي‌آورد. بعد از ارزيابي و تعيين قدرت و نظر هر يك از بازيگران مي‌توان سيماي ساختار قدرتي كه شالوده توصيه‌هاي تحقيق است ترسيم كرد. ساختار قدرت توصيفي از نوع، قدرت و جهت‌گيري ائتلافهايي از بازيگراني است كه توصيه مورد نظر در بر گيرنده آنهاست. به ويژه ساختار قدرت تركيبي از اطلاعات درباره اين چهار ويژگي بازيگران فراهم مي‌آورد.

۱ـ هويت بازيگران اصل؛

۲ـ جهت‌گيري بازيگر در حمايت از توصيه يا مخالفت با آن؛

۳ـ موضع قدرت بازيگر نسبت به تصميم‌گيرندگان اصلي؛

۴ـ حمايت احتمالي تصميم‌گيرندگان؛

يكي از طرق معمولي مجسم كردن ساختار قدرت استفاده از نمودارهاي‌برداري است. در شكل ۱ .۱ نمونه‌اي از يك نمودار برداري فرضي كه ساختار قدرت ساده شده‌اي را نشان مي‌دهد ارائه شده است. در اين نمودار اعضاي كميته‌هاي مجلس تصميم‌گيرندگان اصلي شناخته شده‌اندكه به درجات مختلف متأثر از هشت گروه بازيگرند. نفوذ يا قدرت هر گروه بر تصميم‌گيرندگان اصلي بر حسب فاصله نسبي بين بازيگر و تصميم‌گيرندگان نشان داده شده است. هر چه بازيگر به تصميم‌گيرندگان نزديك‌تر، قدرت بازيگر بيشتر. در اين نمودار فرضي اجتماع پزشكي قدرتمند‌ترين گروه است و بعد از آن HHS (وزارت بهداشت و خدمات انساني) و گروه اكثريت اخلاقي.

وانگهي در ترسيم ساختار قدرت سطوح متغير حمايت يا مخالفت هر گروه بازيگر با توصيه نيز مشخص شده است (با علامت مثبت و منفي). در اين مثال فرضي مخالفان توصيه قدرت زيادي دارند در حالي يكي از چهار طرفدار (HHS) فقط مي‌تواند حمايت متوسطي به عمل آورد.

با ترسيم ساختار قدرتي كه شالوده توصيه مورد نظر است محقق مي‌تواند به ارزيابي ميزان احتمال اين كه توصيه از حمايت سياسي كافي براي اجراي مناسب برخوردار باشد بپردازد. در اين مثال فرضي مخالفت با توصيه آنقدر قوي هست كه احتمالاً تصميم‌‌گيرندگان اجراي توصيه را تصويب نمي‌كنند.

چنانچه ارزيابي اوليه ساختار قدرت حاكي از آن بود كه ممكن است سطح حمايت از اجراي توصيه كافي نباشد (همانطور كه در مثال فرضي ديديم) محقق مي‌تواند در پي بررسي طرق امكان تغيير بازيگران يا توصيه براي ارتقا سطح حمايت سياسي برآيد. (Seidl, 1978)

در بخش آخر اين فصل توصيه‌هايي براي ايجاد چنين تغييراتي ارائه شده است.

تحليل پارامتر‌هاي سازماني

بي‌شك تحليل بازيگراني كه در حيطه توصيه خاصي قرار دارند يكي از جنبه‌هاي تعيين ‌كننده اجراي مناسب توصيه خواهد بود. اما اگر تأكيد بر ساختار قدرت موجب غفلت از سازمان گردد اين خطر پيش‌ مي‌آيد كه تلاش محقق تلاش اصلاح‌طلبانه سمبوليكي گردد كه قادر به ايجاد تغيير ساختار پايدار نيست (Doty. 1980)

بنابراين بايد پارامترهاي سازماني موثر بر احتمال اجراي مناسب توصيه را نيز مورد تحليل قرار داد.

انجام اين تحليل متضمن ارزيابي اين سه پارامتر‌ سازماني است:

۱ـ ساختار سازماني اجرا؛

۲ـ مقدار منابع مورد نياز براي اجرا؛

۳ـ مكانيزم‌هاي سياست‌گذاري مورد نياز براي حمايت از اجرا.

هريك از اين پارامترها باري انواع مختلف توصيه‌ها به طرق مختلفي عرضه خواهد شد. توصيه‌اي كه متضمن تخصيص منابع به مدارس است چه بسا مستلزم منابع كلان، همكاري مدارس محلي و نظام توزيع سلسله مراتبي ابشد كه به طور منصفانه و كارآ عمل كند. از سوي ديگر توصيه‌اي كه حداقل استانداردهاي عملكرد را براي مدارس تعيين كند متضمن هزينه نقدي كمتري است اما مستلزم تعهد سازماني محكمي براي تضمين رعايت استانداردهاي جديد است. عليرغم اين واقعيت كه اجراي توصيه مستلزم انواع مختلفي از پارامتر‌هاي سازماني است تحليل اين پارامتر‌ها را عموماً مي‌توان به طرق يكساني انجام داد. از اين رو رهنمودهايي براي انجام تحليل پارامترهاي سازماني ارائه مي‌كنيم. اولين پارامتر ـ ساختار سازماني‌ـ متضمن توصيف ساختاري سامزان يا سازمان‌هايي است كه عامل تشكيلاتي اجراي توصيه هستند. توصيف سازمان بايد شامل نوع، اندازه و تعداد سازمان‌هاي مورد نياز و نيز توزيع سلسله مراتب اقتدار و كنترل آنها باشد. من باب مثال ساختار سازماني براي اجراي توصيه‌اي استقلالي نسبي براي سطوح پايين‌تر سلسله مراتب وجود خواهد داشت به گونه‌اي كه چه بسا چيزي كه اجتماعات محلي اجرا مي‌كنند با آني كه در سطح وزارتخانه مورد نظر بوده تفاوت كند. به قول مدير يكي از مراكز سياست‌پژوهي «ادارات مركزي غالباً نمي‌دانند كه ممكن است اجراي يك توصيه مستلزم تغييرات قابل ملاحظه‌اي از سوي ادارات محلي باشد (Nagel & feen, 1978:17)

بنابراين در تحليل توصيه‌ تحقيق بايد در نظر گرفت كه نوع سازمان و نيز ميزان استقلال حلقه‌هاي پايين سلسله مراتب عواملي هستند كه تأثير زيادي بر احتمال اجراي توصيه‌ها به گونه‌اي كه مورد نظر بوده، خواهد داشت.

دومين پارامتر سازماني در تحليل احتمال اجراي توصيه مقدار منابع مورد نياز براي اجراي آن است. منابعي نظير بودجه، كاركنان و نيازهاي سرمايه‌اي را بايد ارزيابي كرد. سپس بايد ارزيابي اين منابع مورد نياز را با منابع جاري سازمان يا سازمان‌هاي مجري توصيه مقايسه كرد. في‌المثل اگر اجراي توصيه مستلزم كادري با مهارتهاي تكنيكي تخصصي‌تر از آني باشد كه كاركنان جاري سازمان مسؤول اجرا دارند اجراي مناسب توصيه دستخوش خطري جدي خواهد بود.

آخرين پارامترهاي سازماني كه در ارزيابي امكان اجراي توصيه مورد تحليل قرار مي‌گيرد مجموعه مكانيسم‌هاي سياست‌گذاري مورد نياز براي تضمين اجراي مناسب است. همان‌گونه كه در فصل دوم به ميان آمد سياست‌ها مي‌توانند متضمن طيفي از مكانيسم‌ها براي تحقق اهداف مورد نظرشان باشند. ممكن است اين مكانيسم‌ فقط متضمن ارائه اطلاعات باشد يا ترغيب تحقيق و توسعه به وسيله ديگران. اين دست مكانيسم‌ها، چيزي جز توجه افراد يا جمعيت مورد نظر را نمي‌طلبد.

ممكن است مكانيسم‌هاي سياست‌گذاري مستلزم چيزي بيش از جلب توجه مورد نظر باشدمانند اقدامات تنظيم‌كننده و تخصيص مشوقهاي مالي و غيرمالي براي ترغيب رفتار مطلوب. در تحليل اين پارامتر ابتدا بايد به ارزيابي ميزان تغييري پرداخت كه توصيه ايجاب مي‌كند در رفتار مردم پديد آيد. بايد مقبوليت و عملي بودن مكانيسم‌هايي را كه مي‌توان براي تحقق اين تغيير به كار برد مورد تحليل قرار داد.

في‌المثل توصيه‌اي در باب كاهش ميزان مواليد كشور مستلزم تغيير نگرش‌ها و رفتار مردم نسبت به كنترل مواليد است. ايجاد چنين تغييري مي‌تواند شامل طيفي از مكانيسم‌هاي سياست‌گذاري مختلف باشد، از انتظار صرف استعمال داوطلبانه تدابير پيشگيري تا اجبار و التزام به كنترل مواليد (مانند تعيين حداقل سن ازدواج، جريمه زاد و ولد اضافي). كلاً هر چه مكانيسم‌ها اجباري تر باشند احتمال پذيرش آنها كمتر خواهد بود. با وجود اين پاره‌اي از مكانيسم‌هاي كاملاً اجباري (مانند حداكثر سرعت مجاز ۹۰ كيلومتر در ساعت) در بخش‌هاي بزرگي از جمعيت به طور موفقيت‌آميزي اجرا شده است. بنابراين در ارزيابي احتمال اجراي توصيه‌اي خاص بايد دامنه مكانيسم‌هاي سياست‌گذاري مناسب را از لحاظ عملي بودن‌شان در محيط اجتماعي سياسي جاري مورد تحليل قرار داد.

با اتمام تحليل پارامترهاي اجرايي از اطلاعات مربوط به بازيگران و ساختارهاي سازماني كه در اجراي توصيه نقش دارند برخوردار خواهيد شد. سپس اين اطلاعات همراه با اطلاعات ديگري براي برآورد ميزان احتمال اين كه توصيه همان‌طور كه فعلاً تصور مي‌شود آنقدر تحقق يابد كه به نتايج مطلوب برسد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اطلاعات ديگري كه براي اين برآورد به كار مي‌رود ارزيابي پيامدهاي بالقوه توصيه است.


پيش‌بيني پيامدهاي بالقوه توصيه‌ها

عامل تعيين‌كننده مهم اجراي موفقيت‌آميز توصيه تحقيق مجموعه پيامدهاي اجراي توصيه است . پيداست نمي‌توان منتظر ماند تا توصيه‌ عملاً تحقق يابد تا پيامدهاي آن را شناخت. بنابراين پيامدها را بايد پيش‌بيني كرد. به ويژه سه نوع پيش‌بيني لازم است:

۱ـ آثار مورد نظر و آثار ناخواسته احتمالي توصيه؛

۲ـ آثار تعاملي ممكن توصيه با سياست‌ها و برنامه‌هاي ديگر؛

۳ـ مسيري كه احتمالاً در صورت عدم اجراي توصيه در پيش گرفته مي‌شود.

سياست پژوه با اين قصد اقدام خاصي را توصيه مي‌كند كه آثار يا پيامدهاي خاصي به بار آورد (مثل كاهش ميزان جرايم، خانه‌سازي بهتر و امثالهم). با اين همه، توصيه علاوه بر اين آثار مورد نظر احتمالاً آثار ناخواسته‌اي هم خواهد داشت. في‌المثل برنامه كمك‌غذايي بدواً به منظور تأمين نيازهاي غذايي تهيدستان تهيه شده بود. اما علاوه بر برخورداري مردم فقير از اين برنامه، دانشجويان نيز از آن به منزله نوعي كمك دولتي براي تحصيل در دانشگاه سود جستند ـ اثري ناخواسته. (Coates, 1978)

نمونه ديگري از آثار ناخواسته را مي‌توان در برنامه‌هاي فقرزدايي ديد كه براي موضوعاتي چون خانه‌سازي مناسب و كافي يا آموزش حرفه‌اي طرح‌ريزي شده‌اند (Horowitz & Katz, 1975) . از آنجا كه هدف برنامه، دادن قدرت جديدي به گروه‌هاي اقليت ساكن بود به زيان گروه‌هايي تمام شد كه داراي قدرت مستحكمي بودند و نتيجه برنامه به جاي رفع خصومت گروهها به تشديد آن كشيد. موضوع اين خصومت كار بود. «گروه‌هاي اقليت مي‌توانستند آموزش ببينند و حرفه‌هاي نيروي كار ماهر را اشغال كنند. اما تا فرصت‌هاي شغلي جديدي براي كارگران سفيد پوست ايجاد نمي‌شد اين امر فقط جابجايي بود نه تحرك عمودي. از اين رو كارگران سفيد پوست مخالف گروه اقليت تازه تعليم ديده خواهند شد.»

(Horoxitz & Katz, 1975:135)

بنابراين پيامد‌هاي ناخواسته مي‌توانند آنقدر برجسته شوند كه هدف اصلي توصيه را تحت‌الشعاع قرار دهند در اين صورت احتمال تحقق مناسب توصيه به حداقل مي‌رسد.

دومين نوع پيش‌بيني مورد نياز آثاري تعاملي ممكن توصيه بر سياست‌ها و برنامه‌هاي ديگر است. از آنجا كه سياست‌ها به ندرت از يكديگر مستقل‌اند لازم سات آثاري را كه ممكن است توصيه بر ساير سياست‌ها داشته باشد ارزيابي كرد. مثلاً توصيه‌ ماليات بر دستمزدها و قيمت‌ها جهت تأمين اجتماعي تأثير بيشتري خواهد داشت تا اصلاح صرف پرداخت‌هاي تأمين اجتماعي سالمندان. چنين توصيه‌اي بر ثبات مالي صندوق تأمين اجتماعي، الگوي مصرف سالمندان و هزينه صنايع مربوط به نظام تأمين اجتماعي نيز مؤثر خواهد بود. (Widavsky, 1979)

پيداست توصيه‌اي با آثار بالقوه بر چنين مجموعه‌ پيچيده‌اي از برنامه‌ها مستلزم گستره بزرگ‌تري از حمايت است تا توصيه‌اي كه آثار تعاملي معدودتري دارد.

آخرين نوع پيش‌بيني مورد نياز مسيري است كه احتمالاً چه بر سر مسائل اجتماعي مي‌آيد. چه بسا بدون سياست يا مداخله‌اي جديد خود به خود از شدت مسأله اجتماعي كاسته شود و اجراي توصيه را چندان ضروري نسازد. از سوي ديگر چه بسا شواهد فراواني حاكي از آن باشد كه بدون سياستي جديد احتمالاً مسأله اجتماعي پيامدهاي وخيمي درآينده قابل پيش‌بيني خواهد داشت. چنين پيش‌بيني كه خبر از وخامت اوضاع مي‌دهد مي تواند محرك نيرومندي براي اجراي توصيه مورد نظر پديد آورد.

سياست پژوه‌ براي انجام اين سه نوع پيش‌بيني از ابزارها و منابع اطلاعاتي متنوعي برخوردار است . مي‌توان با مصاحبه رسمي با بازيگران (مثلاً با استفاده گزاره‌هاي «اگر ... آنگاه») دامنه ممكن پيامدها را ارزيابي كرد. (Teune,1978) يا مي‌توان روش منظم‌تري را در مورد بازيگران در پيش گرفت. يكي از اين دست شيوه‌ها كه مدل‌سازي سودمندي چند خصيصه‌اي خوانده مي‌شود متضمن ابزارهاي كمي براي تركيب است. پيش‌بيني‌هاي بازيگران درباره پيامدهاي آن است (Snapper & Seaver, 1981)

شيوه دلفي متضمن آن است كه ابتدا پيش‌بيني تك تك متخصصان را به دست آوريم. اين پيش‌بيني را بين آنها رد و بدل كنيم و سپس از آنها بخواهيم در پيش بيني خود تجديد نظر كنند. اين فرآيند باز خورد تجديد نظر آنقدر ادامه مي‌يابد تا متخصصان به اجماع برسند. آخرين شيوه پيش‌بيني روش بسيار تكنيكي است كهت حليل احتمال زبان خوانده مي‌شود (Kraft,1982). تحليل احتمال زيان، فرآيندي است كه محققان با آن «زيانهايي» را كه با توصيه قرين‌اند شناسايي مي‌كنند؛ شدت زيان برآورد مي‌شود و ميزان پذيرش احتمال زيان تعيين مي‌شود. به عنوان مثال جيمز ديار فرمولي براي ارزيابي احتمال زيانهايي (به منزله احتمال مرگ) كه با كاربرد پنبه‌نسوز در ساخت مواد عايق همراه است تهيه كرده است. گو اين كه تحليل احتمال زيان توانمندي بالقوه زيادي براي فرآيند سياست‌پژوهي دارد، ممكن است احتمال زيان قرين با شقوق مختلف سياست‌ها به خوبي درك نشود (Ficher,1980)

برآورد احتمال اجراي توصيه

در اين مقطع از فرآيند سياست‌پژوهي محقق به ارزيابي كلي از ساختار قدرت بازيگران كه شالوده توصيه‌هاست، ساختار سازماني اجراي توصيه و پيامدهاي بالقوه اجرا يا عدم اجراي توصيه رسيده است. حال محقق با اين اطلاعات آماده برآورد «احتمال ذهني اجراي توصيه» است. احتمال ذهني يعني بيان ميزان احتمال اين كه توصيه آنقدر عملي و قابل قبول هست كه به طور مناسبي اجرا شود. توجه كنيد كه اين بيان احتمال فقط مربوط به احتمال اجراست، احتمال اين كه توصيه در صورت اجراي درست ثمربخش باشد بايد قبل از اين كه اصلاً توصيه ارائه شود تعيين شده باشد (Simmons & Sanders, 1974) . احتمال اجرا از آن رو ذهني است كه مبتني بر اطلاعاتي است كه سياست پژوه تفسري و تعبير مي‌كند. با وجود اين مي‌توان با كمك شيوه‌هاي رسمي تا حدي از اريب (سوگيري) ماهيت ذهني برآورد احتمال كاست. في‌المثل مي‌توان مدل رگرسيون پذيرش سياسي سياست مورد نظر را تشكيل داد (نگاه كنيد به Fischer, 1980) يا مي‌توان با استفاده از ابزارهاي تحليل تصميمي بيسي اطلاعات را در برآورد احتمال تركيب كرد. با وجود اين شيوه‌هاي رسمي ضروري نيست خاصه از آن رو كه وضعيت فعلي انجام برآورد چنين احتمالاتي آنقدر پيشرفته نيست كه تضمين كننده دقت زيادي باشد. از اين رو معمولاً برآورد عريضي مثلاً ميان اينكه احتمال اجراي توصيه ۲۰ تا ۴۰ درصد است كافي است. برآورد احتمالات علاوه بر ارائه اندازه‌اي براي ارزيابي تحقيق‌پذيري توصيه‌اي خاص داراي دو نقش ديگر نيز هست. در وهله اول چنين برآوردهايي وسيله‌اي براي مقايسه توصيه‌هاي بديل فراهم مي‌آورد. همانطور كه قبلاً به بيان آمد سياست پژوهي بايد چند راه مختلف براي حل مسأله اجتماعي مطرح كند. بدين ترتيب سياست‌گزار با اين برآورد مي‌تواند تعيين كند كه امكان اجراي كدام توصيه نسبت به ساير توصيه‌ها بيشتر است. از اين گذشته برآورد احتمالات ذهني مكانيسمي را براي تجربه‌اندوزي در مورد احتمالات اجرا و عوامل مؤثر بر موفقيت آنها فراهم مي‌آورد. سياست پژوه با استفاده از اين برآورد احتمالات مي‌تواند به مرور ايام ارزيابي كند كه بيان احتمالات چقدر دقيق بوده‌اند، علت عدم دقت آنها چيست و در آينده چه تصحيحي مي‌تواند به عمل آورد.

آماده كردن توصيه نهايي

با تحليل تك تك توصيه‌هاي تحقيق، حال سياست‌پژوه به مجموعه‌اي از احتمالات ذهني اجراي مناسب هر توصيه رسيده است. گام بعدي در فرآيند سياست‌پژوهي ارزيابي اين احتمالات اجرا در پرتو اهداف توصيه‌هاي سياستگذاري است. از اين رو بايد بدين پرسش پاسخ گفت: آيا احتمال آنقدر بزرگ هست كه فرصتي براي توصيه فراهم آيد كه به شيوه مورد نظر بر مسأله اجتماعي اثر بگذارد؟ گو اين كه فقط خود سياست‌پژوه مي‌تواند به اين پرسش پاسخ دهد به نظر ما به احتمالات كمتر از ۶۰ درصد بايد پاسخ منفي داد.

چنانچه تشخيص داديد كه احتمال اجراي توصيه به اندازه كافي بالاست مي‌توانيد توصيه‌هاي اوليه را دست‌نخورده باقي بگذاريد. اما چنانچه احساس كرديد احتمال اجرا به اندازه كافي بالا نيست سه راه در پيش داريد:

۱ـ تن در دادن به احتمال پايين

۲ـ تغيير اهداف اجرا

۳ـ جرح و تعديل توصيه‌ها

نخست، در مقام سياست‌پژوه مي‌توانيد همواره به رغم اين كه احساس مي‌كنيد احتمال اجراي توصيه‌هاي پايين است توصيه‌ها اوليه را دست نخورده باقي بگذارد. ممكن است ديگران شما را متهم كنند كه از مسؤوليت خود طفره رفته‌ايد اما شما اولين يا آخرين محققي نخواهيد بود كه اين راه را در پيش مي‌گيرد.

با وجود اين به جاي تن در دادن صرف به احتمال اجراي پايين مي‌توان توصيه‌ها را اساساً دست نخورده باقي گذاشت ولي اهداف آنها را تغيير داد. في‌المثل چه بسا توصيه‌اي كه بدواً بر تغيير تدريجي متمركز است عملاً به صورت تغيير بنيادي تحقق‌پذيرتر باشد. (Boechmann. 1976; Huitt, 1968)

هر چند آزمايش كمك درآمد نيوجرسي بدواً به منظور مطرح كردن پرسش‌هاي تدريجي برنامه كمك درآمد بود، فشار افكار عمومي و مجلس آن را واداشت كه خصوصيات يك اصطلاحات عمده رفاهي را پيدا كند. (Boeck mann. 1976)

البته همواره لزومي به تغيير از وجه تدريجي به بنيادي يا بالعكس نيست. اهداف را مي‌توان از خواست تحقق تغيير به خواست كسب توافق بر سر تغيير تبديل كرد (Wildavsky, 1979). گو اين كه هدف نيل به اجماع خيلي معتدل‌تر از هدف نيل به تغيير واقعي مي‌نمايد. اما چه بسا واقع‌بينانه‌تر باشد. سرانجام مي‌توان اهداف را از اقدام سياسي به آموزش سياسي متمركز كرد. آموزش سياسي جزوي از فرآيند قانون‌گذاري است و چه بسا شكست‌هاي متوالي لازم باشد تا راه را بر پيروزي نهايي كه پيشاپيش اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد، هموار سازد. (Huitt, 1968:264)

سياست پژوه به جاي تن در دادن به احتمال پايين اجراي توصيه‌ها يا تغييرات اهداف آنها مي‌تواند شق جرح و تعديل توصيه‌هاي اوليه را براي افزايش احتمال اجراي آنها در پيش گيرد. ما براي انجام چنين جرح و تعديل‌هايي سه راه پيشنهاد مي‌كنيم:

يكي از طرق جرح و تعديل توصيه‌ها به منظور ارتقاء احتمال اجراي آنها تغيير ساختار قدرت بازيگراني است كه با هر توصيه مرتبط هستند. استراتژي‌ تغيير ساختار قدرت مي‌تواند شامل تضعيف موضع بازيگران مخالف توصيه يا ايجاد ائتلاف جديدي از طرفداران باشد. انجام جرح و تعديل‌هاي دقيق در مورد توصيه‌ها به استراتژي‌اي بستگي دارد كه براي تغيير ساختار قدرت، نوع ساختار قدرت مورد نياز براي كسب حمايت قدرت، نوع ساختار قدرت مورد نياز براي كسب حمايت كافي از توصيه و حوزه‌هاي انعطاف‌پذير در ساختار قدرت موجود بازيگران انتخاب مي‌شود. به عنوان مثال ممكن است ساختار قدرتي كه شامل مخالفان انعطاف‌ناپذير است مستلزم استراتژي تحكيم بنيانهاي قدرت طرفداران موجود باشد. يا چه بسا ساختار قدرتي كه مشتكل از بازيگراني است كه بر سر جنبه‌هاي خاصي از توصيه اختلاف نظر دارند مستلزم آن باشد كه توصيه به علائق و منافع جديدي تمسك جويد تا ائتلاف جديدي از طرفداران پديد آورد.

به منظور تغيير ساختار قدرت در راستاي استراتژي‌ برگزيده سياست پژوه بايد جرح و تعديل مورد نظر را به اطلاع‌ بازيگران برساند و واكنش آنها را ارزيابي كند. شايد لازم آيد جرح و تعديل‌هاي مختلفي را براي توصيه عرضه كرد تا مشخص شود كداميك به واكنش مطلوب مي‌كشد. از آنجا كه بازيگران يا نماينده يك گروه هستند يا صرفاً نماينده خودشان ممكن است به گونه‌اي در قبال توصيه‌هاي گوناگون واكنش نشان دهند كه پيش‌بيني دقيق آن دشوار باشد با وجود اين سياست پژوه مجرب مي‌ ماست وجود جن با نياز براي كسب حمايت كافي از توصيه و حوزه‌هاي انعطافتواند اميدوار باشد كه نظر بهتري نسبت به انواع تعديل‌هايي كه در وضعيت‌هاي مختلف عمل خواند كرد پيدا كند. تا كسب چنين تجربه‌اي چهار توصيه‌ زير كه طرق مختلف جرح و تعديل توصيه‌هاي موفق براي تغيير موفقيت‌آميز ساختار قدرت در نظر سياست‌پژوهان ديگر است مي‌تواند سودمند باشد:

۱ـ شركت بازيگران در فرآيند جرح و تعديل؛ اين امر به خلق حس مالكيت و حمايت از توصيه جديد كمك مي‌كند؛

۲ـ تدوين مجدد توصيه با عبارت‌ها و گرايش‌هايي كه بازيگران را به خود جلب مي‌كند.

۳ـ تأكيد در توصيه به منافع متقابل بازيگران و نفع عمومي (Bachrach,1972)

4ـ تجديد سمت‌گيري توصيه‌ها به سوي ترغيب بحث و مناظره عمومي به منظور تعميق توجه عمومي و كسب حمايت قوي براي اقدامات معنادار (Bachrach, 1972)

همانگونه كه به ميان آمد يكي از طرق جرح و تعديل توصيه‌ها براي ارتقا احتمال اجراي آن تغيير توصيه به ويژه در جهت تغيير ساختار قدرت بازيگران است. دومين طريقه جرح و تعديل توصيه‌ها تدريجي كردن ماهيت اقدامات توصيه شده است. از آنجا كه چنين جرح و تعديلي نه تنها بر ساختار قدرت، بلكه بر پارامترهاي سازماني و پيامدهاي بالقوه نيز اثر مي‌گذارد اين شيوه جرح و تعديل توصيه‌ها را به طور جداگانه مطرح مي‌كنيم.

كلاً احتمال اجراي آن دسته توصيه‌هايي بالاتر است كه ماهيتي نسبتاً تدريجي دارند نا بنيادي، يعني گرچه ممكن است توصيه از نياز تصور شده براي ايجاد تغييرات بنيادي در ساختار اجتماعي برخاسته باشد اما هر چه بيشتر بتوان توصيه را به سياست‌هاي موجود پيوند زد مقاومت در برابر آن كمتر خواهد بود. في‌المثل توصيه افزايش زنان در نيروي كار را مي‌توان يا به افزايش برابري اجتماعي زنان پيوند زد و يا به نياز افزايش كارآيي اقتصادي كشور با افزايش حجم نيروي كار ماهر. اگر توصيه‌ خشم ساختار اجتماعي مردسالاري را برانگيزد كمتر خواهد بود. لازم به تذكر است كه هدف توصيه افزايش نيروي كار زنان است خواه به توسعه اجتماعي مرتبط گردد و خواه به توسعه اقتصادي. منتهي با پيوندزدن توصيه به اين موضوع و نه آن موضوع امكان تحقق آن خيلي بالا مي‌رود.

در جرح و تعديل توصيه‌ها براي تدريجي كردن بيشتر آنها بايد پيوستاري از تدريجي بودن را در نظر گرفت. توصيه‌ها را مي‌توان مانند مثال فوق فقط ظاهراً تدريجي نمود به گونه‌اي كه همان هدف كماكان تحقق يابد. يا اين كه مي‌توان توصيه‌ها را به گونه‌اي تعديل كرد كه آنقدر تدريجي شوند كه ضعيف‌تر از آني گردند كه به اهداف ظاهري خود برسند (Doty,1980). سرانجام مي‌توان توصيه‌ها را به گونه‌اي جرح و تعديل كرد تا راه‌حل‌ها كه «خانه‌هاي نيمه‌راه» خوانده مي‌شود (Huitt,1968) صرفاً راه‌حل‌هاي جزئي براي مسأله اجتماعي فراهم مي‌آورند. مانند توصيه ارائه كمك دولتي به خانه‌سازي براي گروه‌هاي اقليت به جاي تجديد ساختار مفهوم خانه‌سازي مناسب. گو اينكه چنين راه‌حل‌هايي جزئي مسأله را چندان حل نمي‌كنند مي‌توانند گامي به سوي مسير درست باشند. آنجا كه بايد بين چشم‌پوشي از هرگونه اقدام يا برداشتن گام‌هايي كوچك محدود يكي را انتخاب كرد شايد سياست‌پژوه برداشتن گام‌هاي محدود را ترجيح دهد.

آخرين پيشنهاد در مورد جرح و تعديل توصيه‌ها براي افزايش احتمال اجرا تغيير ساختار سازماني اجراي آنهاست. في‌المثل اگر سازمان مسؤول اجرا شامل واحدهاي فرعي نسبتاً مستقلي است (مانند اجتماعات محلي) توصيه را بايد در قالب الفاظ ديگري بيان كرد تا حدي از «اجراي انطباق‌پذير» را در سلسله مراتب پايين امكان‌پذير سازد (Berman, 1980). به عبارت ديگر اگر توصيه مستلزم حدي از پذيرش از سوي جمعيت مودر نظر است بايد مكانيسم‌هاي مناسبي براي اجتماع و نيز سطح پذيرش مورد نياز به كاربرد (Etzoni,1976). اي بسا مكانيسم‌هاي موجود براي پرداخت ماليات. ممكن است مكانيسم‌هاي انتفاعي كه مشوق‌هاي مالي يا تمهيدات ديگري براي ترغيب تغيير عرضه مي‌كنند مناسب باشد. ارائه مشوق به صنايع براي شركت در تحقيق و توسعه نمونه‌اي از چنين مكانيسمي است. سرانجام چه بسا مكانيسمي كه صرفاً به ملاحظات تجويزي شهروندان تمسك مي‌جويد به سطح پذيرش مطلوب بكشد. به عنوان مثال در چين برنامه تنظيم خانواده مبتني بر شعارهايي است كه غالباً نقل قول از مائو است. (Stokes, 1977)

از پيشنهادهايي كه براي جرح و تعديل توصيه‌ها ارائه شد پيداست كه اين مرحله از فرآيند سياست‌پژوهي ممكن است معضلات دشواري براي سياست‌ پژوه پيش‌ ‌آورد. در چنين نقطه‌اي جرح و تعديل آنقدر دامنه‌دار و گسترده مي‌شود كه ديگر بر پايه تحليل‌هاي تكنيكي نيست. آيا توصيه‌ها بايد تدريجي‌تر و با امكان كمتر براي تغيير بنيادي گردد يا بنيادي‌تر و با امكان كمتر براي اجرا و تحقق آنها؟ آيا توصيه‌ها را بايد مورد تجديد نظر قرار داد تا حمايت بازيگراني را كه ممكن است عدم توافقي بنيادي با آنها داشته باشيم جلب كنيم؟ براي اين پرسش پاسخ ثابتي وجود ندارد و هر پاسخي كه در نظر بگيريد احتمالاً به مرور ايام تغيير خواهد كرد. بنابراين در حين اينكه به انجام سياست‌پژوهي ادامه مي‌دهيد بايد مسؤوليت دست و پنجه نرم كردن با اين پرسش‌ها را به اميد اينكه روزي بتوانيد به پاسخ رضايت‌بخشي برسيد بپذيرد.

 


ماهواره‌ ارتباط مستقيم و ترويج مصرف‌گرايي

تاكنون در ايران، درباره تأثيرات ماهواره ارتباط مستقيم كه امكان استفاده تلويزيون‌هاي خانگي را از ماهواره فراهم مي‌سازد، مطالعات اندكي صورت گرفته است.

مطالعه اعظم پنابادي متمركز بر تبيين ارتباط بين وضع خانوار و ارزيابي آنان از تصاوير ماهواره است. بر طبق اين ارزيابي‌ها و رواج و مصرف‌گرايي از طريق مشاهده برنامه‌هاي ماهواره‌اي مسلم به نظر مي‌رسد.

به منظور حفظ اختصار متن از مقدمات نظري تحقيق خودداري شده است.

تحقيقات پيشين

تحقيقات انجام شده در ايران و ساير كشورها در زمينه موضوع تحقيق، كه در دسترس محقق قرار گرفت، عبارتند از:

ــ «نظري به تكنولوژي، ارتباطات ماهواره‌اي و مسائل مرتبط با آن در ايران» كه توسط آقاي جمشيد آذرباي در سال ۱۳۷۳ در مركز تحقيقات صدا و سيما صورت گرفته است.

اين پژوهش، مطالعه كتابخانه‌اي است و از جمله پيشنهادهاي محقق در زمينه‌ بررسي‌هاي اساسي درباره ماهواره‌هاي تلويزيوني در ايران، بررسي پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي مخاطبان ماهواره، بررسي علل استقبال و استفاده مردم از كانال‌هاي ماهواره‌اي و بررسي آماري آنتن‌هاي ماهواره‌اي مستقر در منازل و ... بوده است.

ــ تحليل محتواي جرايد كثيرالانتشار در زمينه ماهواره، تهاجم فرهنگي و تلويزيون «توسط نگارنده تحقيق حاضر در سال ۱۳۷۲ در مركز تحقيقات صدا و سيما

ــ نظرسنجي از مردم تهران درباره ماهواره، تهاجم فرهنگي و تلويزيون «توسط نگارنده تحقيق حاضر در سال ۱۳۷۳ از سوي واحد افكار عمومي مركز تحقيقات صدا و سيما.

ــ «آنتن‌هاي ماهواره‌اي در آسيا و واكنش دولتها» توسط دكتر مهدي محسنيان راد در سال ۱۳۷۳/

ــ ‌پوشش‌هايي براي آنتن‌هاي ماهواره‌اي «كاري از اداره‌كل مطبوعات و رسانه‌هاي خارجي ترجمه آقاي محمدحسن خوانساري‌زاده

ــ «عربستان سعودي، بيست كانال ديگر انشاءالله مؤلف كريستوفر ديكي ـ آن آندروود ترجمه آقاي حسن نورائي، اداره‌كل مطبوعات و رسانه‌هاي خارجي.

ــ گزارش درباره شبكه خبري سي.ان.ان، كه در فروردين ۷۳ در اداره مطبوعات و رسانه‌هاي خارجي، اداره اروپا و آمريكا توسط خانم فاطمه زينلي تنظيم شده است.

ــ‌ نظرخواهي از بينندگان آمريكايي در مورد شبكه خبري سي.ان.ان» كه گزارش آن در مجله سروش به چاپ رسيده است و نشان مي دهد كه بينندگان آمريكايي برنامه ساعت اخبار را بهترين در نوع خود مي‌دانند و نمي‌خواهند اخبار شبكه‌ها شبيه به هم باشد، آنها خبرهاي كوتاه، روشن و جامع را دوست دارند و تأكيد كرده‌اند كه دسوت ندارند به آنها گوشزد شود كه براي تهيه خبر هزينه سنگيني متحمل شده‌اند.

ــ تحقيق ديگري كه به وسيله كريشنا، پ . جي. يا كار درباره تأثيرات ماهواره پخش مستقيم در هند انجام شده است. اين تحقيق نشان مي‌دهد كه تعداد تماشاگران استار تي وي در عرض هفت يا هشت ماه، ۲۰۰ درصد افزايش يافته است و اين به دليل فعاليت كمپاني‌هاي كابلي هند است كه با اجاره دادن آنتن‌هاي بشقابي و دريافت حق اشتراك ماهانه،‌تلويزيون ماهواره‌ اي را به خانه بسياري از مردم هند برده است. دليل اصلي پيشرفت صنايع كابلي هند، محبوبيت برنامه‌هاي استار تي، وي و تنوع برنامه‌هاي آن است.

ــ تحقيق ديگري توسط انستيتوي ارتباطات جمعي هند انجام شده است. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه مشتركين تلويزيون كابلي مشتاق فيلم‌هاي سينمايي دوبله شده به زبان هندي هستند. همچنين ويدئوهاي موزيك، برنامه‌هاي مذهبي، فيلم‌هاي كودكان و كارتون از برنامه‌هاي مورد علاقه بينندگان است... بينندگان از تأثير اين برنامه‌ها بر فرزندان خود اظهار نگراني‌ كرده‌اند. اين مطالعه نشان مي‌دهد گرچه برنامه‌هاي استار تي‌. وي مورد علاقه مردم است، ولي مردم بيشتر خواهان برنامه‌هاي محلي هستند كه با فرهنگ آنها نزديكي بيشتري دارد. اثر ديگر استار تي. وي كاهش بينندگان تلويزيون ملي هند بوده است.

ــ تحقق ديگر، تحت عنوان «مطالعات تحقيقي مربوط به مفاهيم و واكنش‌هاي بينندگان تلويزيون ماهواره‌اي» در سپتامبر و اكتبر ۱۹۹۲، در پنج شهر دهلي نو، كلكته، بمبئي، حيدرآباد و كانالوز توسط مؤسسه هندي علوم ارتباط هند صورت گرفته و در مجموع از شهر ۱۵۰۰ نمونه داشته است.

يافته‌هاي اصلي اين تحقيق به شرح زير بوده است:

ــ اكثريت مطلق افرادي كه داراي امكانات تلويزيوني كابلي ماهواره هستند استار تي. وي را تماشا مي‌كنند. يك سوم آنها سي.ان.ان و ۱۳ درصد شبكه تلويزيوني آسيا را مي‌بينند.

ــ ‌برنامه‌هاي بي‌.بي.سي. نيوز و استارپلاس در بين بزرگسالان به نسبت ساير گروههاي سنتي محبوبيت بيشتري دارد و برنامه‌هاي ام.تي.وي و پرچم اسپورتس در بين بينندگان جوان محبوبيت بيشتري دارند.

ــ حدود دو سوم بينندگان معتقد بودند استار تي. وي از لحاظ فرهنگي و ورزشي زندگي غربي بر جوانان تأثير مي‌گذارد. پخش بيست و چهار ساعته برنامه‌هاي تلويزيون، تأثير منفي و نامطلوبي بر سلامتي و تحصيل بچه‌ها دارد.

ــ بعد از ايجاد تلويزيون كابلي تعداد بينندگان شبكة تلويزيوني هند به ميزان ۱۰ درصد كاهش يافته است.

حدود ۱۵ درصد از دارندگان تلويزيون كابلي تماشاي سريال‌هاي دوردارشان را كنار گذاشته و حدود ۱۲ درصد آنها حتي تماشاي اخبار دوردارشان را هم به طور كامل ترك كرده‌اند.

ــ علاقه و اشتياق طبقة متوسط بالاي هند به برنامه‌هاي اطلاعاتي و سرگرم‌كننده زياد شده است.

ــ تنوع برنامه‌ها، كيفيت توليد و مواد برنامه‌ها، بينندگان را تحت تأثير قرار داده است.

ــ بينندگان بر اثر نامطلوب اين برنامه‌ةا بر روش زندگي و فرهنگ هند وقوف داشته‌اند.

ــ مطالعة ديگري تحت عنوان «بررسي‌ تكنولوژي ماهواره و نظرهاي موافق و مخالف مسؤولان و صاحبنظران، مندرج در جرايد و مطبوعات كشور «توسط اداره‌ كل مطالعات و برنامه‌ريزي معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعي ناجا در تاريخ ۲۶ شهريور ۷۳ انجام شده است. نتايج حاصل از اين تحقيق در سه بند خلاصه شده است.

ــ در ساخت ماهواره صرف «اهداف استعماري و سلطه‌گري مطرح نيست و مقاصد علمي و مطالعاتي نيز بر اين اساس حاصل مي‌شود، اما عملاً هجوم وسيع تبليغات غرب با راه‌اندازي شبكه‌ تلويزيوني،‌در حال حاضر نفوذ در منازل ميليون‌ها خانواده، به منظور مسخ فرهنگي ملل است.

ــ نظر مسؤولان و صاحب‌نظران درباره ماهواره از انسجام و وحدت رويه به منظور حل و تبيين مسأله برخوردار نيست.

ــ به دليل پيچيدگي بحث ماهواره... تا به حال (شهريور ۷۳) هيچ قانوني مدوني در زمينه نحوه چگونگي برخورد و مقابله با اين پديده نو در قرن بيستم از طرف مجلس شوراي اسلامي ارائه نشده است.

ــ تحقيق ديگري تحت عنوان «تحليل محتواي برنامه‌هاي شبكه ماهواره‌اي Star، به سفارش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و به عهده دكتر مهدي محسنيان راد در مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق (ع)، در مراحل طرح تحقيق است و اميد مي‌رود ازن تايج آن در برنامه‌ريزي‌هاي آتي استفاده شود.

فرضيات تحقيق:

فرض در تحقيقات علمي،‌عبارت است از بيان ظن و يا حدس و يا پيشنهادي آزمايشي و احتمالي درباره چگونگي روابط بين چند متغير.

در اين تحقيق، فرضيات به صورت رابطه، مطرح مي‌شود همچنين ميزان همبستگي متغيرهاي وابسته به متغيرهاي مستقل بررسي شده است (متغيرها در اين تحقيق، در سه سطح اسمي، ترتيبي و فاصله‌اي بوده است).

فرضيات اين تحقيق در پنج گروه طبقه‌بندي مي‌شوند:

گروه اول: فرضياتي كه رابطه همبستگي بين متغير جنس و نظر افراد نمونه را مطرح و تبيين مي‌كند.

گروه دوم : فرضياتي كه رابطه و همبستگي بين متغير وضعيت تأهل و نظر افراد نمونه را مطرح و تبيين مي‌كند.

گروه سوم: فرضياتي كه رابطه همبستگي بين متغير بعد خانوار و نظر افراد نمونه را مطرح و تبيين مي‌كند.

گروه چهارم: فرضياتي كه رابطه و همبستگي بين متغيرهاي سن و نظر افراد نمونه را مطرح و تبيين مي‌كند.

گروه پنجم: فرضياتي كه رابطه و همبستگي بين متغير پايگاه اقتصادي اجتماعي و نظر افراد نمونه را مطرح و تبيين مي‌كند.

به عنوان نمونه، از هر گروه و به منظور رعايت اختصار كلام به پنج فرضيه از فرضيات اين تحقيق اشاره مي‌شود:

فرضيه يك: بين متغير جنس و ميزان اهميت تماشاي برنامه‌هاي ماهواره براي بينندگان آن ارتباط وجود دارد؛ به عبارتي تماشاي برنامه‌هاي ماهواره براي مردان بيش از زنان اهميت دارد.

فرضيه دوم: بين متغير بعد خانوار و نظر بينندگان برنامه‌هاي ماهواره در مورد حد مفيد بودن برنامه‌هاي ماهواره در زندگي شخصي‌شان ارتباط وجود دارد؛ يعني هر چه بعد خانوار بينندگان برنامه‌هاي ماهواره بيشتر باشد، اعتقادشان به مفيد بودن برنامه‌هاي ماهواره در زندگي شخصي‌شان بيشتر است.

فرضيه سوم: بين متغير وضعيت تأهل و نظر بينندگان در مورد رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره ارتباط وجود دارد، به اين معنا كه مجردان بيش از متأهلان اعتقاد به رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره دارند.

فرضيه چهارم: بين متغير سن و نظر بينندگان در مورد مبتذل و منحرف‌كننده بودن برنامه‌هاي ماهواره ارتباط وجود دارد؛ به عبارتي هر چه سن پاسخگويان بالاتر باشد اعتقادشان به مبتذل و منحرف كننده بودن برنامه‌هاي ماهواره كمتر است.

فرضيه پنجم: بين متغير پايگاه اقتصادي اجتماعي بينندگان با نظر آنان در مورد رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه ةاي ماهواره ارتباط وجود دارد. يعني پاسخگويان با پايگاه اقتصادي اجتماعي بالاتر، اعتقادشان به رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره كمتر است.

با توجه به مباني نظريت تحقيق و نتايج حاصل از تحقيقات گذشته و با عنايت به محدوديتي كه در دسترسي به «برنامه‌هاي ماهواره، محتواي برنامه‌هاي ماهواره، مخاطب خاص آن و اهداف تهيه‌كنندگان برنامه‌هاي ماهواره اطلاعي در دست نبود، به بررسي «نظربينندگان برنامه‌هاي ماهواره در مورد تأثير برنامه‌هاي ماهواره بر ابعاد مختلف فرد و جامعه » اكتفا شده است، كه ضمن جمع‌بندي تحقيق فعلي و مقايسه يافته‌هاي تحقيق حاضر با تحقيقات انجام شده، اهم نتايج و يافته‌هاي تحقق پيمايشي حاضر، به ويژه نظر نهايي بينندگان برنامه‌هاي ماهواره‌ در مورد تأثير اين برنامه‌ها بر فرد و جامعه، بيان مي‌شود.

نتيجه‌گيري

در اين تحقيق تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي به عنوان يكي از تكنولوژي‌هاي ارتباطي مد نظر بوده و بررسي تأثيري كه اين رسانه بر فرد و جامعه دارد، هدف اساسي و كلي تحقيق بوده است. بررسي مباحث نظري و آراي صاحبنظران ارتباطات نشان دادكه اثرات وسايل ارتباط جمعي بسيار متعدد و نقد و بررسي اين اثرات بسيار پيچيده‌ است و حوزه تأثير نيز قلمرويي بسيار گسترده دارد كه در سطح فرد، تأثيرهاي شناختي عاطفي (احساسي) و تأثير بر رفتار خواهد بود و در سطح جامعه ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي را تحت تأثير قرار خواهد داد و از سه ديدگاه اساسي (افراطي، تفريطي،‌بينابيني)، كه در خصوص اثرات وسايل ارتباط جمعي بر جامعه بشري بحث كرده‌اند،‌ديدگاه بينابيني پذيرفته شد كه براساس آن وسايل ارتباط جمعي، نه تنها به تنهايي عميق‌ترين و ريشه‌دارترين تأثيرها را در كوتاه‌ترين زمان بر افراد انساني مي‌گذارد و نه مي‌توان گفت كه اساساً هيچ گونه تأثيري ندارند. بل واقعيت اين است كه اين وسايل بر انسان‌ها اثر مي‌گذارند، اما تنها زماني اثرات قطعي و حتمي در انسان ايجاد مي‌كنند كه از جانب محيط تقويت شوند. از مجموع تحقيقاتي كه در ايران و ساير كشورها در زمينة موضوع تحقيق انجام شده بود سه مورد، اساساً تحقيق پيمايشي بوده است كه يكي از ايران تحت عنوان نظرسنجي‌اي از مردم تهران در مورد ماهواره،‌در روز چهارشنبه هفتم دي‌ماه ۱۳۷۳ از سوي واحد افكار عمومي مركز تحقيقات صدا و سيما در سطح مناطق بيست‌گانه، شهر تهران انجام شده است و ديگري تحت عنوان مطالعات تحقيقي مربوط به مفاهيم و واكنش‌هاي بينندگان تلويزيون ماهواره‌اي در سپتامبر ۱۹۹۲ در پنج شهر دهلي نو ، كلكته،‌بمبئي، حيدرآباد و كانالوز در هند صورت گرفته است و ديگري تحت عنوان تأثيرات ماهواره مستقيم در هند توسط خانم كريشنا، پي. جي. يا كار انجام شده است، بعضي از اطلاعات و يافته‌هاي تحقيق جاري همخواني داشته و مؤيد آن است. از جمله در نظرسنجي از مردم تهران درباره ماهواره انجام شده است از علل تمايل مردم به استفاده از برنامه‌هاي ماهواره سؤال شده است، مردم به فقدان تفريح و سرگرمي، ناتواني برنامه‌هاي سيما در برآوردن خواسته‌ها و نيازهاي سرگرم كننده واز طرف ديگر به گيرايي، تنوع و جذابيت‌ برنامه‌ةاي ماهواره اشاره كرده‌اند. همين يافته‌ها در تحقيق جاري، در جايي كه از علل استقبال مردم از برنامه‌هاي ماهواره سؤال شده است، به دست آمده است، به طوري كه سرگرم‌ شدن و پركردن اوقات فراغت و برنامه‌ها و ايده‌هاي متنوع و جذاب» دو دليل اصلي استقبال مردم از برنامه‌هاي ماهواره را مفيد دانسته و فوايدي بر آن ذكر كرده‌اند.

در تحقيقي كه توسط انستيتو ارتباطات هند صورت گرفته، حدود دو سوم جمعيت نمونه بر تأثير منفي و نامطلوب برنامه‌هاي ماهواره بر سلامتي كودكان و نوجوانان تأكيد داشته‌اند. در تحقيق جاري، نزديك به نيمي از جمعيت نمونه بر تأثير منفي برنامه‌ها بر كودكان و تهديد سلامتي جسمي، رواني و رفتاري آنان، اشاره داشته‌اند و اين يافته تحقيق با نتايج تحقيقي كه مؤسسه ارتباطات جمعي هند انجام داده است، همخواني دارد و نتايج اين دو تحقيق از اين حيث مشابه يكديگر است. يافته‌هاي اين دو تحقيق در جايي هم كه بر اثرات نامطلوب برنامه‌هاي ماهواره بر روش زندگي و فرهنگ تأكيد شده است همخواني دارند؛ به طوري كه نزديك به نيمي از جمعيت نمونه در تحقيق حاضر معتقد بوده‌اند كه برنامه‌هاي ماهواره مي‌تواند تا حدودي ارزش‌هاي فرهنگي را تغيير دهد و در جايي كه از مضرات برنامه‌هاي ماهواره ياد كرده‌اند، به ايجاد اختلاف و تعارض فرهنگي از طريق برنامه‌هاي ماهواره اشاره داشته‌اند. در هر دو تحقيق، حدود دو سوم بينندگان برنامه‌هاي ماهواره، معتقد بوده‌اند كه برنامه‌هاي ماهواره بيشتر بر جوانان تأثير مي‌؛ذارد.

براساس يافته‌هاي تحقيق جاري نتيجه مي‌گيريم بيش از نيمي از جمعيت نمونه برنامه‌هاي ماهواره را در مجموع مفيد دانسته‌اند و نزديك به نيمي از جمعيت نمونه اين برنامه‌ها را در زندگي شخصي خود نيزمفيد دانسته‌اند. تماشاي برنامه‌هاي ماهواره براي نزديك به نيمي از جمعيت نمونه اين برنامه‌ها را در زندگي شخصي خود نيز مفيد دانسته‌اند. تماشاي برنامه‌هاي ماهواره براي نزديك به نيمي از جمعيت نمونه اهميت داشته است. مهم‌ترين فايده برنامه‌هاي ماهواره از نظر بينندگان اين برنامه‌ها «آگاهي زيادي است كه در زمينه‌هاي علمي، پزشكي و تكنيكي به تماشاگر مي‌دهد.» ولي مركز تمركز نظرها بر «اطلاع‌رساني در اخبار و رويدادهاي جهان» بوده است. مهم‌ترين حوزه تأثير برنامه‌هاي ماهواره در سطح فردي، براي كودكان و نوجوانان«بدآموزي و الگوپذيري فكري و اخلاقي» و براي بزرگسالان «سرگرم شدن و پر كردن اوقات فراغتشان به خوبي بوده است. مهم‌ترين حوزه تأثير برنامه‌هاي ماهواره در سطح جامعه، «بالا بردن سطح اطلاعات و دانش مردم و آگاه كردن آنان نسبت به جهان» بوده است. ولي مركز تمركز نظرها در اين مورد بر «ايجاد اختلاف‌ و تعارض فرهنگي در جامعه» بوده است . بيش از نيمي از بينندگان اظهار كرده‌اند جهان‌بيني‌اي كه برنامه‌هاي ماهواره به انسان مي‌دهد تا حد زياد و خيلي زياد درست و واقعي است.

نزديك به نيمي از جمعيت نمونه اظهار داشته‌اند كه برنامه‌هاي ماهواره مي‌تواند ارزش‌هاي فرهنگي را تا حدودي تغيير دهد و از مجموع روش‌‌هايي كه براي حفظ و تقويت ارزش‌هاي فرهنگي جامعه برشمرده‌اند، روش «آموزش و آگاه كردن مردم از تاريخ، تمدن و فرهنگ و بالا بردن سطح فهم جامعه» مهم‌ترين روش بوده است. ۳۶ درصد جمعيت نمونه معتقد بوده‌اند برنامه‌هاي ماهواره تا حد زيادي در توسعة اقتصادي اجتماعي كشور تأثير دارد و برنامه‌هاي ماهواره، مصرف‌گرايي را در جامعه ترويج مي‌دهد. بينندگان برنامه‌هاي ماهواره‌اي با اين نظر كه «برنامه‌هاي ماهواره بيش از اين آموزنده و آگاه كننده باشند، مبتذل و منحرف‌كننده هستند مخالف بوده‌اند. (۵۱ درصد)

جدول شماره ۱ـ رابطه بين جنس و ميزان اهميت تماشاي برنامه‌هاي ماهواره براي بينندگان

 

 


جدول شماره ۲ـ رابطه بين بعد خانوار و نظر پاسخگويان در مورد حد مفيد بودن برنامه‌هاي ماهواره در زندگي شخصي‌شان

 

 

جدول شماره ۳ـ رابطه بين بعد خانوار و نظر پاسخگويان در مورد رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره

 

 

 


درخصوص تأثير برنامه‌هاي ماهواره بر نظام ارزشي و فرهنگ. تصور غالب بر اين است كه تأثير در دراز مدت شكل مي‌گيرد و اثرگذاري، انقلابي، سريع و آني نيست و تحليل واقعي تأثيرهاي برنامه‌هاي ماهواره بر نظام ارزش‌ها،‌نيازمند مرور زمان است. از سوي ديگر نمي‌توان منكر تأثير متقابل وسيله ارتباطي و فرهنگ بود. اين وسيله به سبب نقش خاصي كه در انتقال و انتشار فرهنگ ايفا مي‌كند، در صورتي كه براساس منافع و مصالح عمومي اداره شود، مي‌تواند اثرات مثبتي بر تحولات اجتماعي داشته باشد اما در مورد تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و برنامه‌هاي ماهواره، با توجه به اين كه از فرهنگ غرب تغذيه مي‌شود و نقش خاص خود را در انتقال فرهنگ غرب ايفا مي‌كنند، با ترديد مي‌توان گفت كه براساس منافع و مصالح عمومي مخاطبان اداره مي‌شود و در تحولات اجتماعي جامعه مخاطبان خود اثرات مثبتي داشته است.

از مجموع فرضيات تحقيق، چهار فرضيه:

۱ـ فرضيه‌اي كه مبين «ارتباط و همبستگي معني دار جنس و ميزان اهميت تماشاي برنامه‌ها براي بينندگان»، (جدول شماره ۱)

۲ـ فرضيه‌اي كه مبين «ارتباط معني‌دارد بعد خانوار و نظر پاسخگويان در مورد حد مفيد يا مضر بودن برنامه‌هاي ماهواره‌ در زندگي شخصي‌شان» (جدول شماره ۲)؛

۳ـ فرضيه‌اي كه مبين ارتباط معني‌دار بين بعد خانوار بينندگان برنامه‌ها با نظرشان در مورد رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره (جدول شماره ۳)؛

۴ـ فرضيه‌هايي كه مبين «ارتباط معني‌دارد بين وضعيت تأهل و نظر پاسخگويان در مورد رواج مصرف‌گرايي در جامعه از طريق برنامه‌هاي ماهواره‌ (جدول شماره۴)؛ پذيرفته شده و مورد تأييد قرار گرفته است و در مقابل ساير فرضيات تحقيق فرضيه صفر پذيرفته شده است . نكته كه ذكر آن در اين بحث ضروري است و پذيرفته شدن فرضيه صفر را در مقابل ساير فرضيات تحيق معقول مي‌سازد، توجه به روش نمونه‌گيري در اين تحقيق است. چنان كه گفته شد با توجه به محدوديت‌هايي كه در تعيين حجم جامعه آماري و امر نمونه‌گيري وجود داشت و با اين روش نمونه‌گيري، چون انتخاب افراد نمونه داراي ويژگي‌هاي خاص خود بوده‌اند، بديهي است به همان نسبت، ويژگي‌ها و نظر آنان دچار تشتت و پراكندي باشد و وجود ارتباط و همبستگي بين آنها معني‌دار نباشد و هرگونه ارتباط يا همبستگي بين آنها تصادف و ناشي از خطاهاي آماري و نمونه‌گيري باشد. به همين دلايل نتايج حاصل از اين تحقيق در سطح جامعه نمونه مورد بررسي، قابل تعميم است و چون نمونه انتخاب شده معرف كل جامعه نيست،‌به همين دليل نتايج، احتمالاً قابل تعميم به كل جامعه نخواهد بود.

 


نيازي به درج در مقاله نبوده

مي‌توان چالش‌هاي موجود بين علم و فرهنگهاي سنتي را در هر جا مشاهده كرد. در حالي كه اين علوم خود از چندين فرهنگ نشأت گرفته‌اند، و حال چالش‌ جدي براي ديدگاههاي سنتي ايجاد مي‌كنند كه در اصل از آن جا توسعه يافته‌اند. براي مثال بين جديدترين يافته‌هاي علمي و علم سني تجربي ، در رابطه با محيط واگرايي وجود دارد. در اين كميسيون سياست‌ها و رهيافت‌هايي را ترويج مي‌كند كه به درك هرچه سريع‌تر اين واگرايي كمك مي‌كند.

براي انتقال سنت‌هايي كه بخش مهمي از علوم را در بر مي‌گيرند،‌ بايد آن را با نظام آموزشي در هم آميخت. با اين ديد، مي‌توان در موقعيت‌هاي غير رسمي متفاوتي چون بازي و ورزش استعداد كودك را پروراند.

بازي به دليل ايجاد تعامل بين ارتباطات و بيان خلاق، آزادي و نظم خودآگاه، نقش بسيار ارزشمندي در توسعه كودك دارد. بازي به كودك كمك مي‌كند تا كاملاً به فرهنگ و جامعه خود تعلق داشته باشد. شبكه Indotecas يا خانه اسباب‌بازي در آمريكاي لاتين كه در سال ۱۹۸۶ به ابتكار آرژانتين، برزيل ، كلمبيا، و اروگوئه ايجاد شد، نشان مي‌دهد كه چنين نهادهايي مي‌تواند بيشتر از نظام آموزش رسمي اين شكاف را پركند، همچنين مي‌توانند مشكلات آموزشي بسياري را در كشورهاي در حال توسعه حل كنند.

بدون آموزش، ميراث تاريخي ما به فراموشي سپرده خواهد شد و فرهنگهاي ساختگي جاي انها را خواهد گرفت. مي‌توان بازي‌ها و ورزش‌هاي سنتي ـ چه كلامي و چه عملي ـ را به برنامه‌هاي دوره‌هاي تحصيلي افزود، همچنين آموزش صنايع دستي يا انتقال سرمايه ادبيات شفاهي را مي‌توان در قالب داستان‌، شعر و غيره انجام داد. ما همچنين معتقديم كه آموزش تاريخ علم را بايد ترويج كرد. با اين كار، در كنار مزاياي بسياري كه دارد، به كودكان خواهيم آموخت كه علم متعلق به محل خاصي نيست و هر بخش از آن در جاهاي مختلف و توسط افراد مختلف در سراسر جهان تكميل شده است، علم و كشفيات علمي متعلق به همه است.

آموزش ميان فرهنگي

امروزه جوانان، به مدد انقلاب رسانه‌ها و امكانات افزايش يافته براي دستيابي به ديگر فرهنگها، بيشتر از والدين خود به اهميت گوناگوني ارزش‌هاي فرهنگي و اشكال بيان پي مي‌برند. در كشورهاي پردرآمد، جوانان در جريان امور قرار داده مي‌شوند، تكنولوژي امكان آسايش آنها را فراهم مي‌كند. آنها در برابر اشكال مختلف بيان شكيباتر هستند و نسبت به تفاوت فرهنگي با ديد بازتري برخورد مي‌كنند. اين فرآيند را بايد در همه جا ترويج كرد.

براي آن كه جوانان جايگاه خود را در جامعه بيابند، بايد دركي از نقش فرهنگ به طور كلي به دست آورند. با اين ديدگاه، بايد به آنها در درك اين حقيقت كمك كنيم كه فرهنگ به بياني يك فرآيند، يك زبان يا شكلي از ارتباطات است؛ هيچ فرهنگي نمي‌تواند بر فرهنگ ديگر غالب باشد ـ اگر چه مي‌توان آن را با مفاهيم، مقولات و نگرش‌هاي جديد غني سازد. فرهنگ‌ها با بيان ارزش‌ها و هنجارهايي كه در بين گروه‌ زيادي رايج هستند، نوعي حقيقت را بيان مي‌كنند.

جامعه بين‌المللي پيش از اين به وضوح لزوم اعمال اصول تكثرگرايي، همراه با دموكراسي و حقوق بشر را به كودكان و آموزش آنها را درك كرده است. چنانچه در كنوانسيون حقوق كودكان بيان شده است كه آموزش و پرورش كودكان بايد به طور اخص اين اهداف را مدنظر قرار دهد:

«توسعه توجه به حقوق بشر و آزادي‌هاي بنيادين و توجه به اصولي كه در منشور سازمان ملل بيان شده است و به آماده‌سازي كودكان براي پذيرش مسؤوليت زندگي در جامعه‌اي آزاد، با روحيه درك صلح، برادري، برابري جنسي ، و وجود دوستي در ميان همه مردم، گروههاي قومي، ملي و مذهبي و افراد بومي» با اين ديدگاه، آموزش و پرورش بايد توجه به تكثرگرايي فرهنگي را طوري پرورش دهد كه در آن بردباري فرهنگي تنها مبتني بر پذيرش انفعالي حقوق گروههاي فرهنگي ديگر از جمله اقليت‌ها نباشد، بلكه لازمه آن علم فعال باشد و رابطه دو جانبه به وجود آورد.»

بخشي از اين شناخت نتيجه جهاني‌سازي اقتصادي است. تماس‌هاي اقتصادي بين مرزي، پيمانهاي چند سويه تجاري و ديگر اشكال ارتباطات اقتصادي، آگاهي تازه‌اي نسبت به گوناگوني فرهنگي و وابستگي بين‌المللي القا مي‌كنند. مراكز آموزش عالي دانشگاهها و برنامه‌ريزان آموزشي در اين راه قدمهايي برداشته‌اند. احترام دو جانبه، درك و حساسيت نسبت به رسومات محلي پيش‌زمينه با هم كار كردن هستند. ذهن جوان گوناگوني را مي‌پذيرد. كودكان اشتياق‌ فراگيري بسياري دارند و كشفيات جديد آنها را بوجود مي‌آورد. مدارس به راحتي مي‌توانند گوناگوني فرهنگي را معرفي كنند. در دنياي چند فرهنگي و چند زباني، هر چه جوانان را زودتر با زبان‌هاي ديگر آشنا كنيم نتيجه بهتري به دست خواهيم آورد.

بنابراين، اين كميسيون توسعه چند زباني را از سال‌هاي اوليه زندگي همراه با آموزش‌هايي كه وجود زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مذاب گوناگون را به آنها معرفي مي‌كند، پيشنهاد مي‌كند. كلاس‌هاي زبان‌آموزي نبايد تنها انعكاسي از تجربيات زبانشناسانه باشند، بلكه مي‌بايست امكاني فراهم كنند تا شيوه‌هاي ديگر زندگي، ادبيات و رسومات ديگر منعكس شوند، و وجود شخصيت‌هاي متفاوت امري عادي شود.

در دنياي امروزي كه روز به روز جوامع به يكديگر وابسته‌تر مي‌شوند، آموزش و پرورش به واسطة تفكر عقل‌گرا مي‌تواند نقش اصلي را ايفا كند. چنانچه در گزارش اخير OECD تأكيد شده است، آموزش و پرورش بايد مشوق درك منطقي درگيري‌ها و تنشها باشد، برانگيزنده آگاهي سنجيده نسبت به تعاملات فرهنگي بوده، اساسي براي مفاهيمي ايجاد كند كه از جزم‌انديشي ، خاك‌پرستي و پذيرش تبيين‌هاي غيرمنطقي‌ جلوگيري مي‌كند. مدرسه بايد محلي باشد براي فراگيري علوم عقل‌گرا، بنابراين نقش اوليه آن فراهم كردن امكانات، تجزيه و تحليل مشكلات و در معرض انتقاد قراردادن آنها است. پس آموزش و پرورش بايد با ايجاد نوعي احساس خويشاوندي در ميان فرهنگها و انسان‌هاي مختلف، بردباري و پذيرش فرهنگ‌هاي ديگر را ترويج كند. بايد كودكان اقليت را تشويق كرد كه در كنار زبان خود زبان اكثريت را فرا گيرند. كودكان اكثريت نيز بايد تشويق به فراگيري زبان اقليت‌ها شوند.

در جوامع چند فرهنگي امروزي، گوناگوني اغلب حقيقت‌ زندگي روزانه را تشكيل مي‌دهد كه بايد با هوشياري و حساسيت در دوران مدرسه به آن پرداخت.

هر چه اين كار زودتر صورت گيرد نتيجه بهتري حاصل مي‌شود. براي مثال در يك مدرسه ابتدايي در يكي از روستاهاي محروم پاريس كه بخش اعظم دانش‌آموزان آن را بچه‌هايي از آفريقاي شمالي تشكيل مي‌دهند اين اجازه داده شده است كه آموزش به هر دو زبان فرانسه و عربي داده شود. نتيجه كار بسيار اميدبخش بوده است. كودكان فرانسوي، زبان عربي فراگرفته‌اند و كودكان عربي‌زبان موفقيت تحصيلي بيشتري نسبت به قبل از آن كسب كرده‌اند، والدين هر دو جامعه از نتيجه كار راضي هستند.

اين كميسيون بر اين اعتقاد است كه بايد در برابرتوصيه‌هاي اجباري كه در اين زمينه بسيار تجويزي و هنجارگزار هستند مقاومت كرد. نتايج تحصيلات به طور اجتناب‌ناپذيري غيرقابل پيشگويي است. آموزش و پرورش بايد در برابر دانش‌آموزان عكس‌العمل نشان دهد نه در برابر برنامه آموزشي. به اين ترتيب توصيه‌هاي فراگير كمي وجود دارد كه بتوان در مقياس جهاني پياده كرد.

با آن كه اين مقاله به آموزش كودكان و جوانان تكيه مي‌كند، اما هميشه بايد به خاطر داشت كه آموزش را نبايد محدود به تنها اين قشر از جامعه كرد. آموزش پدر، مادر، و گاه پدربزرگ و مادربزرگ نه تنها در زندگي خود آنها مؤثر است كه آموزش كودكان و نوجوانان را تسهيل مي‌كند. در اين ميان دوره‌هاي آموزشي معلمين از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.